تبليغاتX
"عجایب"

"عجایب"

دانستنی ها

باداب سورت

مجموعه زيبا و ديدني چشمه هاي آب معدني باداب سورت اروست که از شگفت انگيزترين شاهکارهاي طبيعت است در جنوب شهر ساری و يک کيلومتري شرق روستاي اروست و در مراتع این روستا واقع شده است (طبق اسناد اداره منابع طبیعی شهرستان ساری). چشمه هاي اسرار آمیز سورت مشتمل بر دو چشمه با آب هاي کاملاً متفاوت از لحاظ رنگ بو مزه مي باشند. يکي از چشمه ها داراي آبي بسيار شور مي باشد و داراي استخر آبي کوچک است که عمدتاً در تابستان براي آب تني استفاده مي شود و براي درمان دردهاي کمر و پا و روماتيسم و امراض پوستي سودمند است و چشمه ديگر که در مجاورت اين چشمه قرار دارد داراي آبي به رنگ نارنجي و کمي ترش مزه است که به صورت دائمي و نشتي مي باشد و در اطراف دهانه چشمه کمي رسوب اکسيد آهن نشسته است. آب هاي رسوبي اين دو چشمه در مسير جريان خود از بالاي کوه به پائين طي هزاران سال دهها حوضچه کوچک بسيار زيبا در رنگ هاي نارنجي و زرد و قرمز و در اندازه هاي مختلف ايجاد شده است که اسراري از دنياي مستور و پوشيده طبيعت بکر و دل انگيز را به نمايش گذاشته است . ديدار از چشمه و حوضچه هاي باداب سورت خستگي را از جان گردشگران بيرون مي کند و چشمان کنجکاو و حقيقت جو در کنکاش مناظر طبيعي جنگلي و کوهستاني پيرامون تا دوردست ها مبهوت و خيره مي ماند. خيال انگيزترين صحنه هاي منطقه به هنگام طلوع و غروب خورشيد است که تلالو نور خورشيد در حوضچه ها و انعکاس نور آنها همراه با سايه روشن طبيعت اطراف جلوه هاي تحسين برانگيز از موهبت خداوندي را به جلوه گري مي گذارد که اين چشم اندازهاي چشم نواز هيچگاه از روح و ذهن فراموش نمي شود و بارها و بارها طبيعت دوستان را به تماشاي خود فرا مي خواند. در ضمن این چشمه به عنوان دومین اثر میراث طبیعی کشور ثبت ملی شده است.

باداب سورت اروستباداب سورت اروستباداب سورت اروست

منبع: http://www.orost.ir/page/soort-image.aspx

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 15:31  توسط نیلوفر  | 

حیوانات شفاف


Top 10 Transparent Animals!

Top 10 Transparent Animals!

Here are the most interesting transparent animals, from icefish to jellyfish to frogs to butterflies! Nature sure is very interesting!

 

 

  1. Transparent Frog

    Transparent Frog

    Native to Venezuela, the Glass Frogs belong to the amphibian family Centrolenidae (order Anura). While the general background coloration of most glass frogs is primarily lime green, the abdominal skin of some members of this family is transparent, so that the heart, liver, and digestive tract are visible through their translucent skin. (Photo by Heidi and Hans-Jurgen Koch)


     
  2. Transparent Head Fish

    Transparent Head Fish

    This bizarre deep-water fish called the Barreleye (Macropinna microstoma) has a transparent head and tubular eyes. It has extremely light-sensitive eyes that can rotate within his transparent, fluid-filled shield on its head, while the fish's tubular eyes, well inside the head, are capped by bright green lenses. The eyes point upward (as shown here) when the fish is looking for food overhead. They point forward when the fish is feeding. The two spots above the fish's mouth are not eyes: those are olfactory organs called nares, which are analogous to human nostrils. (Photo by MBARI)


     
  3. Transparent Butterfly

    Transparent Butterfly

    Found in Central America, from Mexico to Panama, the Glasswing Butterfly (Greta Oto) is a brush-footed butterfly where its wings are transparent. The tissue between the veins of its wings looks like glass. (Photo by Hemmy)


     
  4. Transparent Squid

    Transparent Squid

    Found on the southern hemisphere's oceans, the Glass Squid (Teuthowenia pellucida) has light organs on its eyes and possesses the ability to roll into a ball, like an aquatic hedgehog. It is prey of many deep-sea fish (eg goblin sharks) as well as whales and oceanic seabirds. (Photo by Peter Batson)


     
  5. Transparent Zebrafish created by scientists

    Transparent Zebrafish created by scientists

    This see-through zebrafish was created in 2008 by scientists so they can study disease processes, including the spread of cancer. The transparent fish are allowing researchers at Children's Hospital Boston to directly view fish's internal organs and observe processes such as tumor growth in real-time in living organisms. (Photo by LS)


     
  6. Transparent Icefish

    Transparent Icefish

    Fund in the cold waters around Antarctica and southern South America, the crocodile icefish (Channichthyidae) feed on krill, copepods, and other fish. Their blood is transparent because they have no hemoglobin and/or only defunct erythrocytes. Their metabolism relies only on the oxygen dissolved in the liquid blood, which is believed to be absorbed directly through the skin from the water. This works because water can dissolve the most oxygen when it is coldest. In five species, the gene for myoglobin in the muscles has also vanished, leaving them with white instead of pink hearts. (Photo by uwe kils)


     
  7. Transparent Amphipod

    Transparent Amphipod

    Called Phronima, this unusual animal is one of the many strange species recently found on an expedition to a deep-sea mountain range in the North Atlantic. In an ironic strategy for survival, this tiny shrimplike creature shows everything it has, inside and out, in an attempt to disappear. Many other small deep-sea creatures are transparent as well, or nearly so, to better camouflage themselves in their murky surroundings, scientists say. (Photo by David Shale)


     
  8. Transparent Larval Shrimp

    Transparent Larval Shrimp

    Found in the in the waters around Hawaii, this transparent larval shrimp piggybacks on an equally see-through jellyfish. (Photo by Chris Newbert/Minden Pictures)


     
  9. Transparent Salp

    Transparent Salp

    This jellyfish-like animals known as Salps feed on small plants in the water called phytoplankton (marine algae). They are transparent, barrel-shaped animals that can range from one to 10cm in length. (Photo by DM)


     
  10. Transparent Jellyfish

    Transparent Jellyfish
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 17:46  توسط نیلوفر  | 

عکس هایی از نزدیک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 17:45  توسط نیلوفر  | 

بستنی شادی بخش
دانشمندان دریافته اند که خوردن بستنی همان بخش از مغز را تحریک می کند که مسوول پردازش اطلاعات مربوط به شادی و سر خوشی در افراد است. به همین دلیل است که با خوردن بستنی احساس شادی می کنیم.خوردن بستنی بلافاصله بر ناحیه ای موسوم به قشر چشمی پیشانی مغز تاثیر
می گذارد. بستنی با محتوای شیر و خامه از کشور چین منشا گرفته است و قدمت آن به سه هزار سال پیش باز می گردد. دانشمندان چینی می گویند شیر و خامه که هر دو آرامبخش هستند در ترکیب با یکدیگر به عنوان بستنی نیز با محتوای آرامبخش به عنوان یک داروی مسکن ، سالیان متمادی آرامبخش سیستم های عصبی بدن انسان بوده و بشر را برای خواب راحت یاری کرده است

 

امروزه درج تاریخ تولید و به خصوص تاریخ انقضا، ضروری ترین موردی است که در بسته بندی مواد غذایی به آن توجه می شود. حتی بسیاری از کودکان هم آموخته اند هنگام خرید خوراکی به تاریخ انقضا آن توجه کنند. اما متاسفانه در همه جا می توان مواد خوراکی را دید که برچسب انقضا آنها دستکاری و یا مخدوش شده است.
 

مثل اینکه ژاپنی ها هم با این مشکل دست به گریبان بوده اند. آنها اخیرا برچسب های انقضایی به نام Fresh Label تولید کرده اند، که امکان دستکاری و تقلب را از فروشنده می گیرد.
 

این برچسب با سنجش میزان بخار آمونیاک متصاعد شده از غذاهای بسته بندی شده به یاری مصرف کننده می آید. به این صورت که هنگامی میزان بخار آمونیاک تولیدی ماده غذایی به بالاتر از حد مجاز برسد، برچسب تیره و غیرقابل خواندن می شود و شما دیگر تاریخ انقضا را نمی بینید.

 

با توجه به اینکه تمامی مواد غذایی، مرکبات و سبزیجات با ماندن در فضای بسته از خود گاز آمونیاک متصاعد می کنند و با فاصله گرفتن از زمان بسته بندی میزان گاز تولیدی بیشتر می گردد؛ این برچسب می تواند یکی از باهوش ترین ابزار سنجش سلامت خوراکی های بسته بندی شده باشد که به این راحتی ها نمی توان سر آن کلاه گذاشت.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 12:31  توسط نیلوفر  | 

تولد تا مرگ ستارگان

خورشيد و اغلب ستارگان ديگر از گاز و ماده اي گاز مانند و بسيار داغ به نام پلاسما تشكيل شده اند. با اينحال برخي از ستارگان نيز كه كوتوله هاي سفيد و ستاره هاي نوتروني ناميده مي شوند تركيبي از بسته هاي محكم اتمي يا ذرات تشكيل دهنده اتم مي باشند. اين گونه ستارگان از هر چيزي كه در زمين يافت مي شود، چگالتر و متراكمترند.

ستاره ها در ابعاد گوناگوني وجود دارند. شعاع خورشيد 695.500 كيلومتر است. ستاره شناسان خورشيد را جزء ستارگان كوچك مي دانند چرا كه ديگر انواع ستارگان بسيار از خورشيد ما بزرگترند. شعاع گونه اي از ستارگان كه به آنها ستارگان ابر غول مي گويند، 1000برابر شعاع خورشيد است. كوچكترين نوع ستارگان، ستارگان نوتروني هستند كه شعاع برخي از آنها تنها 10 كيلومتر است.

در حدود 75 درصد از ستارگان جزء مجموعه هاي دوتايي هستند. دوتايي يك جفت ستاره است كه دو عضو آن دور يكديگر در چرخشند. خورشيد جزء اين ستارگان نيست اما نزديكترين ستاره به خورشيد كه پروكسيما سنتوري (قنطورس) نام دارد جزء يك مجموعه چند ستاره ايست كه آلفا سنتوري A و آلفا سنتوري B شامل آن مي شوند. فاصله خورشيد تا پروكسيما بيش از 40 تريليون كيلومتر معادل 2/4 سال نوريست.

ستاره ها در گروههايي به نام كهكشان گرد هم جمع آمده اند. تلسكوپها تا كنون كهكشانهايي را در فاصله 12 بيليون تا 16 بيليون سال نوري نشان داده اند. خورشيد در كهكشان راه شيري قرار گرفته است و يكي از 100 بيليون ستاره ايست كه در آن مي باشد. در جهان بيش از 100 بيليون كهكشان وجود دارد و تعداد ستاره هاي هر كدام به طور متوسط 100 بيليون مي باشد. بنابراين بيش از 10 بيليون تريليون ستاره در كائنات وجود دارند. اما اگر ما در شبي با آسمان صاف و به دور از نور شهر به آسمان نگاه كنيم، البته بدون كمك تلسكوپ يا دوربين دو چشمي، تنها 3000 ستاره خواهيم ديد.

ستارگان نيز مانند ما انسانها دوره حيات دارند. آنها متولد مي شوند، دوراني را سپري مي كنند و در نهايت مي ميرند. خورشيد حدود 6/4 بيليون سال پيش متولد شد و تا بيش از 5 بيليون سال ديگر عمر خواهد كرد. سپس شروع به بزرگ شدن مي كند تا اينكه به يك غول سرخ تبديل شود. در اواخر عمر خود، لايه هاي بيروني خود را از دست مي دهد و هسته باقيمانده كه كوتوله سفيد خوانده مي شود، تدريجا نور خود را از دست خواهد داد تا اينكه به يك كوتوله سياه تبديل گردد.

ستاره هاي ديگر به طرق مختلف مراحل عمر خود را سپري خواهند كرد. برخي از آنها مرحله غول سرخ را پشت سر نمي گذارند. به جاي آن مستقيما وارد مرحله كوتوله سفيد و سپس كوتوله سياه مي شوند. درصد كمي از ستارگان نيز در پايان عمر خود دچار يك انفجار مهيب به نام ابر نواختر مي شوند.

ستارگان در شب

اگر شما شبي به آسمان نگاه كنيد متوجه خواهيد شد كه به نظر مي رسد درخشش آنها كم و زياد مي شود و اصطلاحا ستاره ها چشمك مي زنند. حركتي بسيار آهسته نيز در ستارگان آسمان ديده مي شود. اگر مكان چندين ستاره را در مدت چند ساعت دقيقا بررسي كنيد مشاهده خواهيد كرد كه همه ستارگان به آرامي به دور يك نقطه كوچك در آسمان در گردشند.

چشمك زدن ستارگان و كم و زياد شدن درخشش آنها به دليل حركت جو زمين است. نور ستارگان به صورت پرتوهاي مستقيم وارد جو مي شوند. حركت هوا دائما مسير پرتوهاي نور را تغيير مي دهد.

درخشش ستارگان

ميزان درخشندگي ستارگاني كه نور آنها به ما مي رسد به دو عامل بستگي دارد. يك، درخشش واقعي ستاره كه در اصل مقدار انرژي نورانيست كه از آن متساطع مي شود. دو، فاصله ستاره از زمين. يك ستاره نزديك كه كم نور است مي تواند بسيار درخشانتر از يك ستاره دور دست اما بسيار درخشان به نظر آيد. براي مثال، آلفا سنتوري A بسيار نورانيتر از ستاره ريگل (رجل الجبار) ديده مي شود. اين در حاليست كه آلفا سنتوري A تنها 100.000/1 ريگل انرژي نوراني توليد مي كند در عوض فاصله آن از زمين تنها 325/1 فاصله ريگل از زمين است.

طلوع و غروب ستارگان

وقتي از نيمكره شمالي زمين به آسمان نگاه مي كنيم، ستارگان به دور نقطه اي كه به آن قطب شمال سماوي مي گوئيم بر خلاف جهت عقربه هاي ساعت در چرخشند. چنانچه در نيمكره جنوبي زمين باشيم و با آسمان نظر اندازيم، ستارگان هم جهت با عقربه هاي ساعت و به دور نقطه اي كه به آن قطب جنوب سماوي مي گوئيم، حركت مي كنند. در طي روز، خورشيد نيز بر فراز آسمان،
همجهت و همسرعت با ديگر ستارگان در گردش است. اما واقعيت اين است كه حركتهايي كه ما شاهد هستيم بر اثر جابجايي واقعي ستارگان روي نمي دهد، بلكه همه آنها به دليل حركت غرب به شرق زمين حول محور خود اينچنين به نظر مي آيند. براي ناظري كه بر روي زمين ايستاده، زمين ثابت و خورشيد و ديگر ستارگان در حال حركت گردشي به نظر مي رسند.

اسامي ستارگان

اجداد ما شاهد بودند كه ستارگان مشخصي بر اساس الگوهايي شبيه به چيزهايي نظير پيكر انسان، حيوانات و يا اشياء شناخته شده، در كنار يكديگر قرار مي گيرند. بعضي از اين الگوها، كه به آنها صور فلكي مي گوئيم، يادآور شخصيتهايي اسطوره اي هستند. براي مثال، صورت فلكي اريون (شكارچي) به ياد يك قهرمان اسطوره اي يوناني نامگذاري شده است.

امروزه ستاره شناسان از اين اسامي باستاني براي نامگذاري علمي ستارگان استفاده مي كنند. اتحاديه بين المللي نجوم (IAU)، مجري نامگذاري اجرام سماوي، به طور رسمي 88 صورت فلكي را شناسايي كرده است. اين صور همه آسمان ما را پوشانده اند. در بيشتر موارد، براي نامگذاري درخشانترين ستاره در هر صورت فلكي از حرف آلفا (نخستين حرف در الفباي يوناني) در قسمتي از نام علمي آن استفاده مي شود. براي نمونه، نام علمي ستاره وگا، درخشانترين ستاره در صورت فلكي ليرا، آلفاي ليرا است.

حرف بتا به دومين ستاره درخشان در هر صورت فلكي اختصاص دارد و گاما براي سومين ستاره درخشان صور فلكي به كار مي رود. به همين شكل در نامگذاري 24 ستاره درخشان در هر صورت فلكي از 24 حرف زبان يوناني استفاده مي شود. با تمام شدن 24 حرف، اعداد به كار گرفته مي شوند.

به دليل طولاني شدن عدد مربوط به ستارگان كشف شده، IAU از سيستم جديدي براي نامگذاري ستارگاني كه كشف مي شوند، استفاده مي كند. اغلب اسامي جديد تشكيل شده از حروف اختصاري به همراه گروهي از نشانه ها مي باشند. حروف اختصاري، نشانگر نوع ستاره است و اطلاعاتي درباره ستاره بيان مي كند. براي مثال، ستاره PSR J1302-6350 يك تپ اختر است، از آنجا كه حرف اختصاري PSR در نام آن وجود دارد. اعداد 1302 و 6350 بيانگر موقعيت و مكان اين ستاره (بعد و ميل آن) در آسمان مي باشند. حرف J مبين آن است كه مكان ستاره در دستگاه اندازه گيري J2000 اعلام شده است.


مشخصات ستارگان

هر ستاره داراي پنج مشخصه بارز است. 1) درخشندگي، كه ستاره شناسان آن را در واحدي به نام قدر مي سنجند. 2) رنگ. 3) دماي سطح. 4) اندازه ستاره. 5) جرم. همه اين مشخصات به طور پيچيده اي با هم در ارتباطند. رنگ ستاره بيانگر دماي سطح است و درخشندگي آن به دماي سطح و اندازه وابسته است. جرم ستاره مشخص مي كند كه ستاره اي با اندازه مشخص چقدر مي تواند انرژي توليد كند بنابراين بر دماي سطح تاثير گذار است. براي اينكه اين ارتباطات ساده تر قابل فهم باشند، ستاره شناسان از نموداري به نام هرتزپرانگ-راسل (H-R) استفاده مي كنند. اين نمودار به ياد ستاره شناس دانماركي هرتزپرانگ (Hertzsprung) و هنري نوريس راسل (Henry Norris Russell) از ايالات متحده كه به طور جداگانه كار مي كردند و در سال 1910 آن را ابداع كردند، نامگذاري شد. اين نمودار همچنين مي تواند به ستاره شناسان در فهم و توضيح چرخه زندگي ستارگان كمك كند.

قدر و تابندگي ستاره

قدر ستاره يك سيستم شماره گذاري براي تعيين ميزان درخشندگي ستارگان است و توسط ستاره شناس يوناني، هيپاركوس، در سال 125 قبل از ميلاد ابداع شد. هيپاركوس گروهي از ستارگان را بر اساس ميزان درخشندگي آنها كه از زمين به چشم مي خورد، شماره گذاري كرد. او شماره 1 را به درخشانترين ستارگان اختصاص داد. شماره 2 از آن ستارگان با درخشندگي كمتر از ستارگان قدر 1 شد. و به همين ترتيب به قدر 6 رسيد كه آنها كم نورترين ستارگان آسمان بودند.

امروزه ستاره شناسان به درخشش ستارگان كه از زمين رويت مي شود، قدر ظاهري مي گويند. آنها سيستم هيپاركوس را توسعه دادند تا بتوانند درخشندگي واقعي ستارگان، چيزي كه قدر مطلق ستاره ناميده مي شود، را نيز با آن بيان كنند. بر اساس دلايل فني، قدر مطلق يك ستاره برابر است با قدر ظاهري آن، براي ناظري كه در فاصله 6/32 سال نوري از ستاره قرار دارد.

ستاره شناسان همچنين سيستم اندازه گذاري قدر را براي ستارگان پرنورتر از قدر 1 و ستارگان كم نورتر از قدر 6، توسعه دادند. ستاره اي كه از ستارگان قدر 1 پرنورتر است، قدر آن كمتر از 1 مي باشد. براي مثال، قدر ظاهري ستاره ريگل (رجل الجبار) 12/0 است. قدر ستارگان بسيار نورانيتر، از صفر نيز كمتر مي باشد و شامل اعداد منفي مي شود. درخشانترين ستاره آسمان سيريوس (شباهنگ) است و قدر ظاهري آن 46/1- است. قدر مطلق ستاره ريگل 1/8- است. بر اساس شناختي كه ستاره شناسان تا كنون از ستارگان به دست آورده اند، هيچ ستاره اي نمي تواند داراي قدر مطلق درخشانتر از 8- باشد. از طرف ديگر، كم نور ترين ستارگاني كه تاكنون با تلسكوپ رصد شده اند، قدر ظاهري معادل 28 دارند.
بر اساس تئوري قدر مطلق هيچ ستاره اي نمي تواند كمتر از 16 باشد.

تابندگي يك ستاره برابر است با مقدار انرژي كه ستاره منتشر مي كند. اصطلاحا به اين مقدار انتشار، قدرت ستاره مي گويند. دانشمندان عموما قدرت ستاره را با واحد وات اندازه گيري مي كنند. براي مثال قدرت خورشيد 400 تريليون تريليون وات است. اما ستاره شناسان قدرت ستاره را با وات نمي سنجند. در عوض آنها ميزان تابندگي را بر اساس ميزان تابندگي خورشيد اندازه گيري مي كنند. براي نمونه آنها مي گويند كه تابندگي آلفاي سنتوري (قنطورس) 3/1 برابر تابندگي خورشيد و تابندگي ريگل حدودا 150.000 برابر تابندگي خورشيد است.

تابندگي به روش ساده اي با قدر مطلق ستاره در ارتباط است. 5 واحد اختلاف در دستگاه قدر مطلق ستاره برابر است با يك فاكتور از 100 در دستگاه تابندگي. بنابراين ستاره اي با قدر مطلق 2، نسبت به ستاره اي باقدر مطلق 7، 100 بار تابناكتر است. ستاره اي با قدر مطلق 3- ، 100 بار از ستاره اي با قدر مطلق 2 و 10.000 بار از ستاره اي با قدر مطلق 7 تابناكتر است.

رنگ و دما

اگر شما با دقت به آسمان نگاه كنيد، حتي بدون تلسكوپ يا دوربين دو چشمي، خواهيد ديد كه رنگ ستارگان يا تقريبا قرمز، يا تقريبا زرد و يا تقريبا آبيست. براي مثال، ستاره بيتلجوز (Betelgeuse) در صورت فلكي شكارچي يا جبار، قرمز رنگ به نظر مي رسد. ستاره پولوكس (Pollux)، مانند خورشيد، زرد رنگ است و ستاره ريگل، تقريبا آبي به نظر مي آيد.

رنگ يك ستاره به دماي سطحي آن بستگي دارد. ستاره شناسان دماي ستارگان را با واحد اندازه گيري كلوين (kelvin) با علامت اختصاري K مي سنجند. واحد كلوين از 15/273- درجه سانتيگراد آغاز مي شود. بنابراين دماي صفر كلوين برابر است با 15/273- درجه سانتيگراد و دماي صفر درجه سانتيگراد برابر است با 15/273 كلوين.

دماي سطحي ستارگان قرمز تيره تقريبا 2500K مي باشد. دماي سطحي ستارگان قرمز روشن، حدود 3500K است. دماي سطحي خورشيد و ديگر ستارگان زرد رنگ در حدود 5500K است. و در آخر دماي سطحي ستارگان آبي رنگ بين 10.000K تا 50.000K مي باشد.

گرچه ستارگان با چشم غير مسلح، تك رنگ به نظر مي آيند اما در واقع آنها طيفي از رنگها را منتشر مي نمايند. شما مي توانيد به كمك يك منشور مشاهده كنيد كه نور خورشيد، به عنوان يك ستاره زرد، از رنگهاي بسياري تشكيل شده است. طيف مرئي شامل همه رنگهاي رنگين كمان مي باشد. اين رنگها از قرمز (كه توسط ضعيفترين فوتونها ايجاد مي شود) تا بنفش (كه توسط قويترين فوتونها ايجاد مي شود) هستند.

نور مرئي يكي از شش پرتوي طبقه بندي شده در رده پرتوهاي الكترومغناطيس است. اين پرتوها از كم انرژي ترين آنها به ترتيب عبارتند از امواج راديويي (مايكروويو يا موج ريز، پرتوهاي راديويي با فركانس بالا هستند كه در اغلب موارد در گروهي جدا پس از امواج راديويي مورد مطالعه قرار مي گيرند اما در اين مقاله آنها در گروه امواج راديويي نام برده مي شوند.م.)، پرتوهاي فروسرخ، نور مرئي، پرتوهاي فرابنفش، اشعه ايكس ري و پرتوي گاما. همه اين شش گروه از امواج توسط ستارگان منتشر مي شوند، البته بعضي از ستارگان همه شش پرتوي مذكور را متساطع نمي نمايند. تركيبي از همه اين شش گروه را طيف الكترومغناطيس مي نامند.

ابعاد

ستاره شناسان شعاع ستارگان را بر اساس شعاع خورشيد مي سنجند. آلفا سنتوري A شعاعي معادل 05/1 برابر شعاع خورشيد دارد و تقريبا با آن هم اندازه است. شعاع ستاره ريگل بيش از 78 برابر شعاع خورشيد است و شعاع ستاره آنتارس 776 برابر شعاع خورشيد مي باشد.

ابعاد و دماي سطح ستاره، درخشندگي آن را معين مي كند. دو ستاره را در نظر بگيريد كه دماي سطح يكسان دارند اما شعاع ستاره اول دو برابر شعاع ستاره دوم است. در اين شرايط، ستاره اول چهار برابر ستاره دوم درخشش دارد. بر اساس گفته دانشمندان، درخشش ستاره متناسب با مربع شعاع آن است. اگر بخواهيد درخشش دو ستاره با دماي سطح يكسان را مقايسه كنيد، نخست، بايد شعاع ستاره بزرگتر را تقسيم بر شعاع ستاره كوچكتر نمائيد و سپس مربع عدد حاصل را به دست آوريد (حاصل تقسيم به توان 2).

حال دو ستاره را با شعاع برابر ولي دماي سطح (بر حسب كلوين) متفاوت تجسم كنيد. اگر ستاره اول دو برابر ستاره دوم گرم باشد، درخشش آن 16 برابر ستاره دوم خواهد بود. درخشش ستاره متناسب با دماي آن به توان 4 است. اگر بخواهيد درخشش دو ستاره با ابعاد برابر را كه دماي مختلف دارند مقايسه كنيد، دماي ستاره گرمتر را بر دماي ستاره سردتر تقسيم كرده و حاصل اين تقسيم را به توان 4 برسانيد.

جرم

ستاره شناسان جرم ستارگان را نيز بر اساس جرم خورشيد اندازه گيري مي كنند. براي مثال آلفا سنتوري A جرمي معادل 08/1 جرم خورشيد دارد، جرم ريگل 5/3 برابر جرم خورشيد است. جرم خورشيد معادل دو ميليون ميليون ميليون ميليون ميليون كيلوگرم يعني 2 به همراه سي عدد صفر است. ستارگان با جرم برابر، لزوما داراي ابعاد برابر نيستند. در واقع چگالي ستارگان نسبت به هم متفاوت است. براي نمونه، ميانگين چگالي خورشيد 1400 كيلوگرم در هر متر مكعب است، يعني تقريبا 140 درصد چگالي آب. شباهنگ B جرمي حدودا معادل جرم خورشيد دارد اما چگالي آن 90.000 برابر چگالي خورشيد است.

طبقه بندي درخشندگي

نقاطي كه در بالاي نمودار H-R قرار دارند نشانگر ستارگان نوراني و نقاط پائين نمودار نشانگر ستارگان كم نور مي باشند. در سال 1930 ستاره شناس آمريكايي ويليام مورگان (William W. Morgan) و فيليپ كينان (Philip C. Keenan) چيزي را بداع كردند كه سيستم طبقه بندي درخشش MK نام گرفت. ستاره شناسان در سال 1978 اين سيستم را اصلاح كرده و گسترش دادند. در اين سيستم، اعداد كوچك به بزرگترين و درخشان ترين رده ها اطلاق مي گردد. رده هاي MK عبارتند از: la ، ابرغولهاي درخشان؛ lb ، ابر غولها؛ ll ، غولهاي درخشان؛ lll، غولها؛ lV، غولهاي كوچك و V، ستارگان رشته اصلي يا كوتوله ها.

رده هاي طيفي

نقاطي كه در سمت چپ نمودار H-R قرار دارند نشانگر ستارگان داغ و برعكس نقاط سمت راست نمودار نشانگر ستارگان سرد مي باشند. در سيستم MK هشت رده طيفي وجود دارد كه هر كدام بيانگر ميزان مشخصي از دماي سطحي ستاره مي باشند. اين طبقه بندي از داغترين به سردترين ستارگان به ترتيب عبارتند از: L, M, K, G, F, A, B, O. هر رده طيفي به نوبه خود از ده نوع طيفي تشكيل مي شود كه اين ده نوع با اعداد مشخص مي گردند. شماره مربوط به داغترين ستاره در هر رده عدد صفر و شماره سردترين ستاره عدد نه است.

بنابر آنچه گفته شد علائم سيستم MK تركيبي از حروف براي بيان درخشندگي و اعداد براي بيان طيف هر ستاره مي باشد. براي مثال نام خورشيد در اين سيستم G2V است. نام آلفا سنتوري نيز G2V مي باشد و نام ستاره ريگل B8la است.

گدازش ستارگان

انرژي مهيب ستارگان در فرايندي به نام گدازش هسته اي ايجاد مي شود. اين فرايند زماني آغاز مي شود كه دماي هسته ستاره در حال شكل گيري به 1 ميليون K برسد. يك ستاره از دل يك ابر بسيار بزرگ كه به آرامي در چرخش است و تقريبا به طور كامل از عناصر شيميايي هيدروژن و هليوم تشكيل شده است، به دنيا مي آيد. اين ابر همچنين ممكن است حاوي اتمهاي ديگر عناصر و غباري از ذرات ميكروسكوپي باشد.

به اقتضاي نيروي گرانش، اين ابر شروع به منقبض شدن مي كند و در نتيجه كوچكتر مي شود. با جمع شدن ابر، سرعت چرخش آن بيشتر مي شود درست همانطور كه سرعت يك اسكيت باز كه بر روي يخ به دور خود در حال چرخيدن است، با جمع كردن بازوانش بيشتر و برعكس با باز كردن بازوان كمتر مي شود. لايه هاي خارجي ابر يك ديسك چرخان را ايجاد مي كنند. لايه هاي داخلي به شكل يك توده كروي كه همچنان در حال انقباض است تبديل مي شوند.

ماده در حال انقباض گرمتر مي شود و فشار آن نيز بيشتر مي گردد. اين فشار تمايل زيادي به خنثي كردن نيروي گرانشي كه عامل انقباض است، دارد. در نهايت، سرعت انقباض بسيار كاهش پيدا مي كند. در قسمت داخلي توده در اين هنگام جنين ستاره يا پيش ستاره به وجود مي آيد. پيش ستاره يك جرم توپي است كه نه ديگر ابر است و نه هنوز ستاره شده است. پيرامون پيش ستاره پوسته اي از گاز و غبار است كه لايه هاي بيروني توده نخستين مي باشند.

تركيب هسته اي

هنگاميكه دماي مركز پيش ستاره به اندازه كافي زياد شد، گدازش هسته اي آغاز مي شود. گدازش هسته اي تركيب دو هسته اتمي و تشكيل يك هسته بزرگتر است.
يك اتم كامل داراي پوسته اي خارجي متشكل از يك يا چند ذره به نام الكترون است كه بار الكتريكي منفي حمل مي كند. در درون و مركز اتم، هسته آن وجود دارد كه تقريبا همه جرم اتم را شامل مي شود. ساده ترين هسته كه رايجترين شكل عنصر هيدروژن در عالم مي باشد، متشكل از يك ذره به نام پروتون است. پروتون بار مثبت الكتريكي حمل مي كند. همه هسته هاي ديگر داراي يك يا چند پروتون و يك يا چند نوترونند. نوترون هيچ بار الكتريكي حمل نمي نمايد و يك ذره خنثي است در نتيجه هسته همه اتمها، بار مثبت الكتريكي دارند. البته همه اتمها به تعداد پروتونهاي موجود در هسته داراي الكترون مي باشند در نتيجه يك اتم كامل، خنثي است.

در هر صورت، تحت دما و فشار بسيار بسيار شديد مركز پيش ستاره، اتمها الكترونهاي خود را از دست مي دهند. به اتمهاي الكترون از دست داده، يون مي گويند و به تركيبي از الكترونهاي آزاد و يونها، پلاسما مي گويند.

گفتيم كه در درون پيش ستاره، اتمها همه الكترونهاي خود را از دست مي دهند و هسته هاي لخت با سرعت بسيار زيادي به يكديگر مي رسند. در شرايط عادي، موادي كه داراي بار الكتريكي يكسانند، يكديگر را دفع مي كنند با اينحال اگر دما و فشار در درون پيش ستاره به اندازه كافي زياد شود، مي تواند بر قدرت دفع هسته ها فائق آمده و آنگاه گدازش صورت مي گيرد. دانشمندان معمولا از اصطلاح "سوختن" به جاي "گدازش" استفاده مي كنند اما بايد توجه داشت كه گدازش هسته اي، چيزي كاملا متفاوت با اشتعال در معناي عام آن است.

تبديل جرم به انرژي

وقتي دو هسته اتمي با هم تركيب شوند، مقدار كمي از جرم آنها به انرژي تبديل مي شود؛ بنابراين جرم هسته جديد، از حاصلجمع جرم دو هسته اي كه با هم تركيب شدند كمتر است. آلبرت اينشتين رابطه جرم و انرژي را كشف كرده و آن را در قالب معادله E=mc2 بيان كرد. اين معادله بيانگر مقدار انرژي آزاد شده از تركيب ذرات است. E به معناي انرژي، m به معناي مقدار جرم و c سرعت نور است.

سرعت نور برابر است با 299.792 كيلومتر در ثانيه. اين مقدار واقعا عدد بزرگي است و چنانچه آنرا در معادله بگذاريم متوجه مي شويم كه با گداختن جرم بسيار كمي از ماده، مي توان انرژي مهيبي به دست آورد. براي مثال با سوخت هسته اي كامل 1 گرم ماده، 90 تريليون ژول انرژي به دست مي آيد. اين مقدار انرژي تقريبا برابر است با انرژي آزاد شده در انفجار 20.000 تن TNT. انرژي بمب هسته اي آمريكا كه در سال 1945، در جريان جنگ جهاني دوم ، به هيروشيماي ژاپن اصابت كرد معادل انفجار 12.000 تن TNT بود.

نابودي هسته هاي سبك

در مركز پيش ستاره، هنگاميكه دما به 1 ميليون K مي رسد، گدازش هسته آغاز مي شود. شروع اين گدازش باعث تغيير و از ميان رفتن هسته هاي سبك مي شود. از جمله هسته ليتيوم 7، كه شامل سه پروتون و چهار نوترون است. در فرايندي كه اين هسته شركت دارد، يك هسته هيدروژن با آن تركيب شده و هسته ليتيوم 7 را به دو قسمت تقسيم مي كند. هر قسمت شامل يك هسته هليوم 4 (دو پروتون و دو نوترون) است. به هسته هليوم 4، ذره آلفا نيز گفته مي شود.

گدازش هيدروژن

پس از نابودي هسته هاي سبك، پيش ستاره همچنان به انقباض خود ادامه مي دهد. در نهايت، دماي هسته به حدود 10 ميليون K مي رسد و در اين هنگام سوختن هيدروژن آغاز مي شود. با شروع گدازش هيدروژن، پيش ستاره به يك ستاره تبديل مي گردد.
در گدازش هيدروژن، چهار هسته هيدروژن با هم تركيب شده و يك هسته هليوم 4 را به وجود مي آورند. دو شكل كلي براي انجام اين عمل وجود دارد. 1) واكنش پروتون-پروتون (P-P). 2) چرخه كربن-نيتروژن-اكسيژن (CNO).

واكنش P-P مي تواند به چندين روش شامل چهار مرحله زير رخ دهد:
1- تركيب دو پروتون. در اين مرحله دو پروتون با هم برخورد مي كنند و سپس يكي از پروتونها با آزاد كردن پوزيترون بار مثبت خود را از دست مي دهد. اين پروتون علاوه بر پوزيترون يك ذره خنثي به نام نوترينو نيز آزاد مي نمايد.

پوزيترون ضد ماده الكترون است. جرم آن دقيقا برابر با جرم الكترون مي باشد اما بر خلاف الكترون داراي بار مثبت است. با آزاد شدن پوزيترون، پروتون به نوترون تبديل مي شود. در نتيجه هسته جديد حاوي يك پروتون و يك نوترون است. نام اين تركيب دوترون مي باشد.

2- پوزيترون آزاد شده ممكن است با يك الكترون برخورد كند. با برخورد ماده و ضد ماده، هر دوي آنها از بين مي روند و تنها چيزي كه باقي مي ماند دو پرتوي گاما است.

3- دوترون حاصل شده با يك پروتون ديگر تبديل مي شود و هسته هليوم 3 شكل مي گيرد. بر اثر اين تركيب نيز پرتوي گاما ايجاد مي شود.

4- هسته هليوم 3 با هسته هليوم 3 ديگري تركيب شده و علاوه بر تشكيل يك هسته هليوم 4 دو پروتون نيز آزاد مي شوند.
در چرخه CNO هسته كربن 12 شركت دارد. اين هسته شامل 6 پروتون و 6 نوترون است. در حين چرخه، اين هسته به نيتروژن 15 (7 پروتون و 8 نوترون) و اكسيژن 15 (8 پروتون و 7 نوترون) تبديل مي شود. و در آخر چرخه اين دو هسته بار ديگر به هسته كربن 12 تبديل مي گردند.

گدازش ديگر عناصر

هليوم 4 مي تواند در فرايند گدازش به كربن 12 تبديل شود، البته به اين منظور دماي مركز بايد تا حدود 100 ميليون K افزايش پيدا كرده باشد. اين دماي بالا ضروريست چرا كه هسته هليوم به انرژي زيادي براي فائق آمدن بر انرژي دافعه ذرات همبار نيازمند است. هسته هليوم داراي دو پروتون است بنابراين ميزان انرژي دافعه در آن چهار برابر انرژي دافعه بين دو پروتون است.

سوخت هليوم به سوخت سه-آلفا مشهور است چراكه اين هسته با سه ذره آلفا تركيب مي شود و يك هسته كربن را ايجاد مي نمايد. سوخت هليوم همچنين هسته اكسيژن 16 (8 پروتون و 8 نوترون) و نئون 20 (10 پروتون و 10 نوترون) توليد مي كند.

در دماي مركزي حدودا 600 ميليون K، كربن 12 مي تواند سوديوم 23 (11 پروتون و 12 نوترون)، منيزيوم 24 (12 پروتون . 12 نوترون) و تعداد بيشتري نئون 20 توليد نمايد. البته ستارگان زيادي نمي توانند به اين دماي مركزي برسند.

با توليد شدن عناصر سنگين و سنگينتر در روند گدازش هسته اي، دماي لازم براي فعل و انفعالات بيشتر، افزايش مي يابد. در دمايي معادل 1 بيليون K، اكسيژن 16 مي توان سيلي***** 28 (14 پروتون و 14 نوترون)، فسفر 31 (15 پروتون و 16 نوترون) و سولفور 32 (16 پروتون و 16 نوترون) توليد نمايد.

گدازش مي تواند تا زمانيكه جرم هسته جديد از حاصلجمع جرم دو هسته تركيب شده با هم كمتر است، انرژي توليد نمايد. اين روند توليد انرژي ادامه دارد تا زمانيكه هسته آهن 56 (26 پروتون و 30 نوترون) شروع به تركيب شدن با هسته هاي ديگر مي نمايد. وقتي اين اتفاق روي مي دهد جرم هسته جديد از جرم دو هسته تركيب شده اندكي بيشتر است. بنابراين اين فرايند به جاي توليد انرژي، مصرف انرژي دارد.

تكامل ستارگان

چرخه زندگي ستارگان سه الگوي كلي را دنبال مي كند كه به جرم آنها وابستگي دارد. 1) ستارگان پر جرم، كه جرمشان از 8 برابر جرم خورشيد بيشتر است. 2) ستارگان با جرم متوسط، كه جرمشان از 5/0 تا 8 برابر جرم خورشيد است. خود خورشيد نيز در اين دسته از ستارگان جاي دارد.3) ستارگان با جرم كم، كه جرمشان بين 1/0تا 5/0 جرم خورشيد مي باشد. اجرامي كه جرم آنها از 1/0 جرم خورشيد كمتر است هرگز به دماي مركزي لازم براي شروع سوخت هيدروژن نمي رسند.

چرخه زندگي ستارگان منفرد از چرخه زندگي ستارگان دوتايي آسانتر است بنابراين نخست با چرخه زندگي ستارگان منفرد آغاز مي كنيم. ضمنا از آنجائيكه اطلاعات ستاره شناسان درباره خورشيد از هر ستاره ديگري بيشتر است لذا بحث چرخه ستارگان، از ستارگان با جرم متوسط آغاز مي شود.

ستارگان با جرم متوسط

ابري كه در نهايت يك ستاره با جرم متوسط را توليد مي كند، حدودا 100.000 سال به انقباض ادامه مي دهد تا اينكه پيش ستاره را به وجود آورد. دماي سطح چنين پيش ستاره اي حدود 4000K مي باشد. درخشش آن ممكن است تنها چند برابر خورشيد و يا چند هزار برابر خورشيد باشد. اين بستگي به جرم دارد.

ستاره تا ميليونها سال به انقباض خود ادامه مي دهد. اين انقباض ادامه خواهد داشت تا زمانيكه نيروي انرژيهاي توليد شده در مركز ستاره با نيروي گرانشي كه باعث انقباض آن مي گردد، به تعادل برسد. در اين زمان، گدازش هيدروژني در مركز ستاره، همه انرژي آن را توليد مي كند و ستاره وارد طولاني ترين دوره عمر خود كه به آن رشته اصلي مي گوييم، مي شود.

هر ستاره اي، صرفنظر از جرم آن، كه همه انرژي خود را از طريق گدازش هيدروژن در مركز خود ايجاد كند، يك ستاره در رشته اصلي به حساب مي آيد.

مدت زمانيكه ستاره در اين مرحله باقي مي ماند به جرم آن بستگي دارد. ستارگان با جرم بيشتر، هيدروژن خود را با سرعت بيشتري مي سوزانند در نتيجه زمان كمتري در اين مرحله باقي مي مانند. يك ستاره با جرم متوسط مي تواند بيليونها سال در اين رشته باشد.

مرحله غول سرخ

وقتي همه هيدروژن موجود در هسته يك ستاره با جرم متوسط به هليوم تبديل شد، ستاره به سرعت دستخوش تغيير مي شود. به دليل اينكه ديگر انرژي ناشي از گدازش در هسته ستاره توليد نمي شود، گرانش بار ديگر دست به كار شده و منجر به انقباض شديد ستاره مي گردد. به دليل اين انقباض سريع، دما به شدت در مركز و مناطق اطراف آن بالا مي رود. با بالا رفتن دما، هيدروژن موجود در پوسته اطراف مركز شروع به سوختن مي كند. انرژي حاصل شده از اين گدازش حتي از انرژي كه قبلا در مركز توليد مي شد نيز بيشتر است. اين انرژي مازاد، لايه هاي بيروني ستاره را به شدت به بيرون هل مي دهد در نتيجه ستاره تا حد بسيار زيادي بزرگ مي شود.

با بزرگ شدن اندازه ستاره، لايه هاي بيروني آن سرد مي شوند، در نتيجه رنگ ستاره سرخ مي گردد. از طرفي با بزرگتر شدن سطح ستاره، درخشش آن نيز بيشتر مي شود. در اين مرحله ستاره به يك غول سرخ تبديل شده است.

مرحله شاخه افقي

در نهايت، دماي مركز تا حد 100 ميليون K مي رسد يعني دماي لازم براي آغاز فرايند سه – آلفا.
با ادامه اين فرايند، هسته ستاره بزرگتر مي شود اما دماي آن كاهش مي يابد. با كاهش اين دما، از دماي لازم براي سوخت هيدروژن موجود در پوسته اطراف هسته نيز كاسته مي شود. به دنبال آن، انرژي منتشر شده از اين لايه نيز كم مي شود و لايه هاي خارجي ستاره شروع به انقباض مي نمايند. ستاره داغتر، كوچكتر و كم نورتر از زماني مي شود كه يك غول سرخ بود. اين تغييرات در يك دوره زماني حدودا 100 ميليون ساله رخ مي دهند.

در پايان اين دوره، ستاره در مرحله شاخه افقي قرار مي گيرد. اين مرحله به دليل خط نمايشگر وضعيت ستاره در نمودار H-R شاخه افقي ناميده مي شود. ستاره به طور مداوم و پايدار هليوم و هيدروژن مي سوزاند بنابراين تغيير شايان ذكري در دما، ابعاد و درخشش آن روي نمي دهد. اين مرحله تقريبا تا 10 ميليون سال به طول مي انجامد.

مرحله غول جانبي

هنگاميكه سوخت هليوم موجود در هسته به اتمام رسيد، هسته منقبض و در نتيجه داغتر مي شود. فرايند سه –آلفا اينبار در پوسته اطراف هسته آغاز مي گردد و گدازش هيدروژن در لايه هاي بعدي آن صورت مي گيرد. با افزايش آهنگ توليد انرژي در پوسته ها، لايه هاي بيروني ستاره منبسط مي شوند. ستاره بار ديگر به يك غول تبديل مي گردد اما اينبار آبي تر و درخشانتر از بار پيش.

هسته يك غول جانبي بسيار داغ و نيروي گرانش بر لايه هاي خارجي ضعيف مي باشد. در نتيجه لايه هاي بيروني در قالب باد ستاره اي از ستاره جدا مي شوند. با جدا شدن هر لايه از ستاره، نوبت به لايه داغتري مي رسد. در نتيجه باد ستاره اي مرتب قويتر مي شود. جريانات جديدتر و سريعتر بادهاي برخاسته از سطح ستاره، با بادهاي قبلي كه هنوز در فضاي اطراف ستاره پرسه مي زنند، برخورد مي كنند. در نتيجه اين برخورد، يك پوسته متراكم گاز به وجود مي آيد كه برخي از آنها با سرد شدن به غبار تبديل مي شوند.

مرحله كوتوله سفيد

ظرف چند هزار سال، غول جانبي بخار مي شود. و گدازش در هسته متوقف مي گردد. هسته مركزي باعث روشن شدن پوسته هاي گازي اطراف خود مي شود. با تلسكوپهاي اوليه و بدوي كه ستاره شناسان در سالهاي 1800 براي رصد استفاده مي كردند، اين پوسته ها شبيه به سيارات به نظر مي رسيدند به همين دليل آنها اين پوسته ها را ابر سياره اي ناميدند. هنوز هم ستاره شناسان از همين عنوان قديمي استفاده مي كنند.

پس از محو شدن ابر سياره اي، هسته باقيمانده به نام كوتوله سفيد شناخته مي شود. اين نوع از ستارگان بيشتر حاوي كربن و اكسيژنند و دماي اوليه آنها حدود 100.000 K مي باشد.

مرحله كوتوله سياه

از آنجائيكه كوتوله هاي سفيد سوختي براي گدازش ندارند، با گذشت بيليونها سال پيوسته سردتر مي شوند و در نهايت به يك كوتوله سياه، جرمي بسيار كدر، تبديل مي گردند. كوتوله سياه نماد پايان چرخه زندگي يك ستاره با جرم متوسط است.
ستارگان با جرم زياد، آنهاييكه جرمي بيش از 8 برابر جرم خورشيد دارند، به سرعت شكل مي گيرند و زندگي كوتاهي دارند. يك ستاره پر جرم ظرف 10.000 سال تا 100.000 سال از دل يك پيش ستاره شكل مي گيرد.

اين نوع ستارگان در رشته اصلي بسيار داغ و آبي رنگند. آنها 1000 تا 1 ميليون بار درخشانتر از خورشيد مي باشند و شعاع آنها تقريبا 10 برابر شعاع خورشيد است. تعداد ستارگان پرجرم نسبت به ستارگان با جرم متوسط و ستارگان كم جرم كمتر است. با اينحال به خاطر درخشندگيشان از فواصل بسيار دور نيز قابل رصدند و به همين خاطر تعداد زيادي از آنها شناخته شده اند.

ستارگام با جرم زياد، بادهاي ستاره اي بسيار قوي دارند. يك ستاره با جرم 30 برابر خورشيد مي تواند 24 برابر جرم خورشيد را پيش از آنكه از رشته اصلي خارج شود، به شكل باد منتشر نمايد.
وقتي يك ستاره سنگين رشته اصلي را ترك مي كند، سوخت هيدروژن در لايه هاي بيرون هسته آغاز مي شود. در نتيجه شعاع اين ستاره 100 برابر شعاع خورشيد مي شود. با اينحال از درخشش آن اندكي كاسته مي شود. به دليل اينكه در اين مرحله ستاره تقريبا همان مقدار انرژي قبلي را از سطح بزرگتري منتشر مي كند، دماي سطح آن كاهش مي يابد. در نتيجه گرايش به سرخ ستاره بيشتر مي شود.

با بزرگ شدن ستاره، دماي مركز آن به 100 ميليون K يعني دماي لازم براي آغاز فرايند سه-آلفا مي رسد. پس از تقريبا 1 ميليون سال، سوخت هليوم در مركز به اتمام رسيده و نوبت به هليوم موجود در لايه هاي بيرون هسته و هيدروژن موجود در لايه هاي بعد از آن مي رسد. ستاره سنگين ما تبديل به يك ابرغول سرخ درخشان مي شود.

هنگاميكه انقباض هسته دماي آنرا به حد كافي افزايش مي دهد، با سوختن كربن، نئون، سديوم و منيزيوم توليد مي شود. اين مرحله تنها براي 10.000 سال ادامه مي يابد. پس از آن فرايندهايي متوالي در هسته رخ مي دهد. هر فرايند عناصر مختلفي را در بر مي گيرد و مدت زمان كوتاهتري به طول مي انجامد. وقتي عنصر جديدي شروع به سوخت مي كند، عنصر قبلي سوختن خود را در لايه هاي بالاتر سر مي گيرد. نئون تركيب شده و اكسيژن و منيزيوم توليد مي كند. اين فرايند حدودا 12 سال طول مي كشد. سپس با سوختن اكسيژن، سيلي***** و سولفور توليد مي شود. اين فرايند حدودا 4 سال طول مي كشد. در آخر با سوختن سيلي***** ، آهن توليد مي شود. اين فرايند تنها حدود 1 هفته دوام دارد.

ابر نواختر

در اين هنگام، شعاع هسته آهني حدود 3000 كيلومتر است. همانگونه كه گفتيم سوخت آهن به جاي توليد انرژي، انرژي مصرف مي كند. در نتيجه ستاره به پايان كار خود رسيده است. چون ديگر نمي تواند براي حفظ تعادل گرانش، انرژي توليد كند.

وقتي جرم هسته آهني به 4/1 برابر جرم خورشيد برسد، اتفاقي مهيب رخ مي دهد. نيروي گرانش، هسته را متلاشي مي كند. در نتيجه دماي هسته تا نزديك 10 بيليون K مي رسد!. در اين دما، هسته آهن شكسته شده و به هسته هاي سبكتر و در آخر به پروتون و نوترون تبديل مي شود. با ادامه فشار، پروتونها با الكترونها تركيب مي شوند و نوترون و نوترينو توليد مي كنند. نوترينوها 99 درصد از انرژي ايجاد شده از انفجار هسته را در خود حمل مي كنند.
حالا هسته، يك توپ فشرده شده حاوي نوترون است. وقتي شعاع توپ به 10 كيلومتر برسد حالت ارتجاعي پيدا مي كند درست مانند يك توپ پلاستيكي كه آنرا فشرده و بعد رها كنيم.

همه اين اتفاقها از فشرده شدن هسته تا ارتجاع توپ نوتروني تنها در مدت يك ثانيه روي مي دهند. البته هنوز ماجرا ادامه دارد. ارتجاع توپ نوتروني يك موج كره اي شكل به بيرون از ستاره ارسال مي كند. بيشتر انرژي حاصل از اين موج صرف شروع گدازش و تشكيل عناصر جديد مي شود. با رسيدن موج به سطح ستاره، دما تا 200.000K افزايش مي يابد. در نتيجه ستاره منفجر شده و موادي را در فضا با سرعت 15.000 تا 40.000 كيلومتر در ثانيه رها مي كند. نام اين انفجار مهيب ابر نواختر نوع دو است.

ابر نواخترها فضا را آكنده از گاز و غباري مي كنند كه ستارگان ديگر از دل آن پا به عرصه گيتي مي نهند. اين غني سازي فضا، از نخستين ابر نواختر در بيليونها سال پيش تا به اكنون ادامه دارد. ابر نواخترهاي ستارگان نسل اول، عرصه را براي ستارگان نسلهاي بعد مهيا كرده اند.

احتمالا ستارگان داراي سه نسلند. ستاره شناسان تا كنون جرمي پيدا نكرده اند كه متعلق به قديمي ترين نسل ستارگان يعني جمعيت سه ستارگان باشد. اما اعضاي دو نسل جديدتر را يافته اند. ستارگان جمعيت دو كه دومين نسل از ستارگانند حاوي مقدار نسبتا كمي از عناصر سنگينند. ستارگان سنگينتر اين نسل، به سرعت از بين رفته اند بنابراين هسته هاي بيشتري از عناصر سنگين وارد فضا شده اند. به همين علت جمعيت يك ستارگان كه جديدترين نسل مي باشند، حاوي مقادير بيشتري از عناصر سنگين هستند. البته مقدار عناصر سنگين در اين نسل همچنان نسبت به هيدروژن و هليوم موجود، بسيار ناچيز است. براي مثال، مقدار عناصر غير از هليوم و هيدروژن در خورشيد كه جزء ستارگان جمعيت يك مي باشد، تنها 1 تا 2 درصد است.

ستارگان نوتروني

پس از اينكه يك انفجار ابر نواختر نوع دو رخ داد، قسمتي از هسته ستاره اي باقي مي ماند. اگر جرم هسته باقيمانده كمتر از سه برابر جرم خورشيد باشد تبديل به يك ستاره نوتروني مي شود. اين ستاره حداقل جرمي معادل 4/1 جرم خورشيد را در كره اي كه شعاع آن حدودا 10 تا 15 كيلومتر است نگاه مي دارد.

دماي اوليه ستارگان نوتروني 10 ميليون K است اما به دليل كوچك بودن تشخيص آنها بسيار دشوار است. با اينحال ستاره شناسان پالسهاي راديويي اين ستارگان را تشخيص مي دهند. گاهي از اين ستاره ها 1000 پالس در ثانيه دريافت مي شود.

يك ستاره نوتروني معمولا دو موج متوالي راديويي منتشر مي كند. اين دو موج در دو مسير مختلف از ستاره دور مي شوند. با چرخش ستاره امواج در فضا مانند نورافكن پخش مي شوند. اگر يكي از از اين موجها به صورت متناوب به زمين برسد، تلسكوپهاي راديويي يك سري پالس را تشخيص مي دهند. اين تلسكوپها به ازاي هر دور گردش ستاره يك پالس دريافت مي كنند. ستاره اي كه به اين روش شناسايي مي گردد، تپ اختر ناميده مي شود.

سياهچاله ها

اگر هسته باقيمانده از يك ابر نواختر جرمي بيش از 3 برابر جرم خورشيد داشته باشد، هيچ نيروي شناخته شده اي نمي تواند در مقابل گرانش آن مقاومت كند. هسته آنقدر فشرده مي شود كه يك سياهچاله به وجود مي آيد. منطقه اي در فضا با چنان گرانشي كه هيچ چيز نمي تواند از نيروي آن بگريزد. سياهچاله ها نامرئيند زيرا حتي نور نيز به دام آنها مي افتد. همه مواد يك سياهچاله در نقطه اي در مركز آن جمع مي شود. اين نقطه تكينگي نام دارد و اندازه آن از ابعاد هسته يك اتم نيز كوچكتر است.

ستارگاني كه جرم آنها كم است يعني از 1/0 تا 5/0 برابر جرم خورشيد، دماي سطحي معادل تقريبا 4000K دارند. درخشش آنها كمتر از 2 درصد خورشيد است. اين ستارگان هيدروژن درون خود را به آهستگي مي سوزانند. آنها مي توانند براي مدت 100 بيليون تا 1 تريليون سال در رشته اصلي باقي بمانند. اين مدت حتي از عمر جهان كه بين 10 تا 20 بيليون سال تخمين زده مي شود نيز بيشتر است، بنابراين هيچ ستاره اي در اين گروه تا بحال نمرده است.

ستاره شناسان تابحال نديده اند كه ستاره اي از اين گروه عنصري به غير از هيدروژن را در گدازش به كار گيرد. بنابراين اگر هم يكي از اعضاي اين گروه بميرد، وارد مرحله غول سرخ نخواهد شد. در عوض آنها به طور تدريجي سرد مي شوند تا اينكه به يك كوتوله سفيد و سپس سياه تبديل گردند.

ستارگان دوتايي از دو پيش ستاره كه بسيار نزديك يكديگرند، تشكيل مي شوند. بيش از 50 درصد از ستارگاني كه با چشم غير مسلح، منفرد ديده مي شوند در واقع دوتايي هستند.
يك ستاره در يك سيستم دوتايي چنانچه به اندازه كافي به جفت خود نزديك باشد، مي تواند بر زندگي آن تاثير گذار باشد. بين اين دو ستاره منطقه اي وجود دارد كه به ياد رياضيدان فرانسوي، جوزف لوييز لاگرنج (Joseph Louis Lagrange)، نقطه لاگرنج ناميده مي شود. در اين منقطه نيروهاي گرانشي دقيقا برابرند. اگر يكي از دو ستاره بزرگ شود و لايه هاي آن از اين نقطه بگذرد، ستاره ديگر شروع به كشيدن آن لايه ها به سطح خود مي كند.

اين فرايند كه انتقال جرم نام دارد به چندين روش صورت مي گيرد. اگر انتقال جرم از يك غول سرخ به ستاره همدمش كه در رشته اصلي مي باشد صورت گيرد، عناصري نظير كربن و يا عناصر سنگينتر در طيف ستاره رشته اصلي نمايان مي گردد. چنانچه اين دو ستاره به اندازه كافي به هم نزديك باشند، پس از تبديل شدن غول سرخ به يك كوتوله سفيد، جريان مواد برعكس مي شود و مواد به سمت كوتوله سفيد بر مي گردند. اين مواد يك ديسك داغ را اطراف كوتوله سفيد تشكيل مي دهند. اين ديسك در نور مرئي و فرابنفش مي درخشد.

اگر ستاره غول به جاي كوتوله سفيد، ستاره نوتروني يا سياهچاله شود، ممكن است يك دوتايي ايكس ري شكل گيرد. در اين حالت، ماده اي كه از ستاره رشته اصلي منتقل مي گردد، بسيار داغ مي شود. هنگاميكه اين ماده با سطح ستاره نوتروني برخورد مي كند و يا به درون سياهچاله كشيده مي شود، اشعه ايكس ري منتشر مي شود.

در حالت سوم، غول سرخ تبديل به كوتوله سفيد مي شود و ستاره رشته اصلي تبديل به غول سرخ مي شود. وقتي گاز كافي از غول سرخ در سطح كوتوله سفيد اندوخته شد، هسته اتمهاي گاز به صورت درخشاني دچار گدازش مي شود به اين حالت نواختر مي گويند. در برخي شرايط، به حدي گاز در كوتوله سفيد جمع مي شود كه اين ستاره فشرده و متلاشي مي شود. تقريبا به طور ناگهاني كربن مي سوزد و كل كوتوله سفيد دچار انفجار ابر نواختر نوع يك مي گردد. اين نوع انفجار بسيار نورانيست به حدي كه نور آن مي تواند كل يك كهكشان را براي ماهها تحت الشعاع قرار دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 17:26  توسط نیلوفر  | 

غول پیکر ترین ها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 15:56  توسط نیلوفر  | 

کعبه زرتشت

صدخانه یا کعبه زرتشت؟

رصدخانه یا کعبه زرتشت؟


 

کابرد نجومی بنای کعبه ی زرتشت

این نظریه به استناد کتاب «رصدخانه خورشیدی نقش رستم»  تألیف آقای غیاث آبادی، به طور خلاصه، به شرح زیر می باشد.

بنای کعبه ی زرتشت همانطور که در تصویر دیده می شود، دارای تعدادی پنجره ی کور و تعدادی پله در مقابل درب ورودی بنا می باشد. تاریخ ساخت این بنا به اعتقاد باستانشناسان به حدود 500 قبل از میلاد (2500 سال پیش) باز می گردد، که یادآور یکی دیگر از آثار بجامانده از داریوش کبیر هخامنشی است. کاربرد اصلی این بنا تا بحال در پرده ی ابهام باقی مانده است. نظریات مختلفی در این مورد مطرح شده که یکی از آنها نظریه ی آقای مرادی غیاث آبادی است. اساس این نظریه بر مبنای تشکیل سایه های مختلف در پنجره های کور و ایجاد سایه های گوشه شمال شرقی بنا، بر پلکان در هنگام طلوع خورشید و ظهر حقیقی می باشد.

مقطع افقی یکی از پنجره ها

در مورد سایه ی لبه های درونی پنجره ها، محاسبات غیاث آبادی نشان می دهد که پرتو خورشید در هنگام طلوع و در روزهای اول مهرماه و فروردین ماه دقیقاً در راستای شرق جغرافیایی است و همانطور که در شکل 1 نمایش داده شده این پرتو در امتداد خط OD بر پنجره های ردیف سوم یا در امتداد خط "O"E بر پنجره های ردیف دوم قرار دارد و به همین ترتیب چون مکان طلوع خورشید در هر ماه نسبت به شرق تغییر می کند، امتداد پرتوهای تابیده بر پنجره ها نیز تغییر می کند. مثلاً در روز اول آبان و اسفند که میل خورشید حدود 11- درجه می باشد، این پرتو در امتداد OE بر پنجره ها می تابد و زاویه ی DOE دقیقاً نیز برابر با 11 درجه است. به همین ترتیب برای 9 ماه از سال مطابق شکل مقابل پرتو خورشید بامدادی در نخستین روز هر ماه بر مکان خاص از پنجره های بنا می تابد و بر این اساس می توان شروع هر ماه خورشیدی را با رصد سایه ها متوجه شد.

مقطع افقی جبهه شنالی بنا

در ماههای خرداد، تیر و مرداد نیز می توان از پرتوهای بامدادی تابیده بر در شرقی و غربی بنا استفاده کرد. بدین ترتیب که مطابق شکل مقابل انحراف پرتو ورودی از شرق در روز اول خرداد و اول مرداد که میل خورشید حدود 20 درجه می باشد، در ضلع شمالی بر اثر کسر انحراف 18 درجه ایِ بنا، به 2 درجه رسیده و در امتداد پاره خط OA که نسبت به ضلع شمالی 2 درجه انحراف دارد، بر لبه ی غربی در بنا می تابد و در روزهای اول تیرماه نیز به همین ترتیب پرتو خورشید بامدادی در امتداد OB که نسبت به ضلع شمالی 5ر5 (= 18-5ر23)درجه انحراف دارد بر لبه ی شرقی بنا قرار می گیرد.

در مورد پله ها نیز همین طور می توان لبه ی سایه ی بنا را بر پله ای خاص برای آغاز هر ماه مشاهده کرد. زیر نشان دهنده ی پلان بنا و هم چنین سایه ی لبه ی شرقی بنا بر روی پله ها و سایه ی لبه ی بام بنا، بر روی همان پله هاست. بدین ترتیب که روز اول مهر و فروردین سایه بر امتداد پله 27، در اردیبهشت و شهریور بر پله 29، در خرداد و مرداد بر پله 30، در تیر بر آخرین بخش پله 30 و در آبان و اسفند بر پله 25، در آذر و بهمن بر پله 23 و بالاخره در دی ماه بر پله 22 قرار می گیرد. همچنین در هر روز از هفته آخر شهریور سایه ی لبه ی بام، در ظهر به ترتیب بر هفت پله آخر پلکان می تابد.

سایه ی لبه ی بام، روی پله ها در ظهر         سایه ی لبه ی شرقی بنا روی پله ها

وبدین ترتیب نویسنده ی کتاب نتیجه می گیرد که این بنا برای نوشتن تقویم و یا یافتن اول هر ماه شمسی به طور دقیق، بکار می رفته است، و این نشان از دانش نجوم ریاضی نزد ایرانیان باستان دارد.


 

منبع:

ریاضی، نعمت الله؛ تنها، مرضیه، «بررسی کاربرد نجومی بنای کعبه ی زرتشت»، کنفرانس فیزیک ایران، 1384

مرادی غیاث آبادی، رضا، رصدخانه خورشیدی نقش رستم، 1378

تألیف:

ا.م.گمینی

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 11:12  توسط نیلوفر  | 

شکلات

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 16:23  توسط نیلوفر  | 

مداد رنگی


???? ????? ?????
???? ????? ?????
???? ????? ?????
???? ????? ?????
???? ????? ?????
???? ????? ?????
???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????

???? ????? ?????




+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:39  توسط نیلوفر  | 

دانشمندان ايتاليايي نمونه آزمايشي اولين توربين بادي بدون ملخ دنيا به نام "تورنادو لايك" را در شهر فلورانس رونمايي كردند.

 

به گزارش سرويس علم و فن آوري پايگاه اطلاع رساني صبا به نقل از خبرگزاري مهر، اين توربين بادي بدون ملخ كه Tornado Like نام دارد در چند ماه آينده در استان توسكاني ايتاليا نصب خواهد شد. اين توربين حتي قادر است در مناطقي كه سرعت باد در آنها بسيار ضعيف (حتي با سرعت دو متر بر ثانيه) است نيز به خوبي عمل كند.
تورنادو لايك را گروهي از مهندسان ايتاليايي شركت "وسترن كو" متخصص در توليد فناوريهاي نوآورانه ساخته اند و آن را در اجلاس رهبران احزاب سبز اروپا در فلورانس رونمايي كردند.
علاوه بر عملكرد مطلوب تورنادو لايك حتي در بادهاي ضعيف يكي ديگر از مزاياي اين توربين ارتفاع كم آن است. به طوري كه ارتفاع يك توربين بادي عادي به طور متوسط بين 20 تا 30 متر است در حالي كه ارتفاع "تورنادو" بيش از دو متر نيست و در مدلهاي آينده نيز اين ارتفاع كمتر خواهد شد.
ارتفاع كم اين توربين مي تواند به هوا شتاب دهد و در محيط پيرامون خود يك اثر گردبادي ايجاد كند. اثر گردبادي براي حركت توربين و توليد انرژي از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. توليد انرژي اين توربين بيش از توربينهاي بادي عادي است و در عين حال هزينه توليد انرژي آن 30 درصد كمتر از توربيهاي بادي فعلي است.
اين توربين شبيه به يك قيف بوده و به اين ترتيب هوا مي تواند در ستون قيف نفوذ كند و داخل دستگاه اين جريان هوا به يك گردباد بسيار قوي تبديل شود و انرژي الكتريكي توليد كند.
براساس گزارش پرس وب، آزمايشات اوليه اين توربين بادي بدون ملخ ظرف چند ماه آينده در فلورانس آغاز خواهد شد و اولين دستگاههاي تورنادو لايك براي راه اندازي يك نيروگاه بادي در نيمه اول سال 2010 ساخته مي شوند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 21:44  توسط نیلوفر  | 

ناسا زمین را جا به جا می کند.

این مطلبی که این زیر نوشته شده است از نظر من تا ۲۰۰ سال دیگر امکان پذیر نیست!مطلب زیر از نظر من برای زمان حاضر ۵۵ درصد بلند پروازی است.

گروهي از دانشمندان سازمان فضايي آمريكا با ارائه برنامه اي شگفت انگيز اعلام كردند به منظور نجات زمين از گرماي جهاني و افزايش طول عمر آن مي توان اين سياره را به مداري دورتر انتقال داد.

به گزارش خبرگزاري مهر، دانشمندان به منظور جلوگيري از افزايش حرارت زمين شيوه اي غير طبيعي را كشف كرده اند: حركت دادن زمين به نقطه اي خنك تر از منظومه خورشيدي. تنها ابزاري كه براي انجام اين انتقال نياز خواهد بود چند ستاره دنباله دار در نزديكي زمين است و پس از آن سياره زمين در منطقه اي ايمن و خنكتر از منظومه خورشيدي قرار خواهد گرفت.

ايده حركت دادن زمين به منظور بهبود دادن موقعيت بين سياره اي زاييده افكار گروهي از دانشمندان ناسا و اخترشناسان آمريكايي است كه معتقدند با انجام چنين كاري مي توان 6 بيليون سال ديگر به عمر مفيد زمين افزود.

گرگ لاگلاين از مركز تحقيقاتي امز در اين باره معتقد است تغيير مدار زمين نيازمند فناوريهاي دور از ذهني نيست، براي انجام چنين كاري مي توان از شيوه اي كه اكنون براي منحرف كردن شهاب سنگها و ستاره هاي دنباله دار استفاده مي شوند كمك گرفت.

برنامه اي كه توسط اين محققان ارائه شده است هدايت كردن يك شهابسنگ يا ستاره دنباله دار است به شكلي كه از نزديك ترين فاصله ممكن از زمين عبور كند در اين صورت بخشي از نيروي گرانشي آن به زمين منتقل شده و در نتيجه سرعت مداري زمين افزايش پيدا خواهد كرد. به اين شكل سياره زمين به مداري بالاتر از موقعيت كنوني خود و در فاصله اي بيشتر از خورشيد قرار خواهد گرفت.

به گفته دانشمندان ناسا چنين راه حلي در كوتاه مدت مي تواند براي جلوگيري از بحران گرماي جهاني بسيار موثر باشد. براي هدايت اجرام كيهاني بايد از راكتي شيميايي استفاده كرده و در زمان مناسب به شهاب سنگ يا ستاره دنباله داري ضربه زد.

http://www.1pezeshk.com/archives/earthday.jpg

بر اساس گزارش گاردين، با اين حال براي انجام چنين برنامه اي محاسبات بسيار دقيقي لازم است زيرا يك اشتباه بسيار كوچك مي تواند منجر به برخورد جرم كيهاني هدايت شده با زمين شود كه بر اساس تخمينها، برخورد جرمي با قطر 100 كيلومتر با زمين با سرعتي در مقياس سرعتهاي كيهاني مي تواند زمين را از حيات تهي كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 21:40  توسط نیلوفر  | 

تـصاویر منطقه Cordova در آلاسکا 2
CORDOVA_ALASKA
CORDOVA_ALASKA
CORDOVA_ALASKA
CORDOVA_ALASKA
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova
Cordova شهرستانی کوچک در نزدیکی دهانه رودخانه والدز در سمت شرقی پرنس ویلیامز می باشد که در سرشماری سال 2005 آیالت متحده جمعیتی بالغ بر 2327 نفر را در خود جای داده است . اقتصاد مردم این منطقه متکی بر ماهیگیری می باشد و منطقه وی‍ژه گردشگری ایجاد شده در این نقطه به تازگی رونق زائد الوصفی به این شهرستان کوچک بخشیده است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 14:57  توسط نیلوفر  | 

آلاسکا

اسکاگوی skagway بهشتی در آلاسکا
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی
اسکاگوی منطقه ای است واقع در سواحل جنوبی آلاسکا و 90 مایلی شمال غربی جونو به دور از خلیج بریستول بارو , به گزارش اداره آمار ایالات متحده مساحت آن بالغ بر 12027 کیلومتر مربع بوده که نزدیک به 11718 کیلومتر مربع از آن را آب تشکیل می دهد . جک لندن نویسنده نامدار آمریکایی نیز به هنگام نوشتن داستان سپید دندان از این منطقه الهام گرفته است

اسکاگوی منطقه ای است واقع در سواحل جنوبی آلاسکا و 90 مایلی شمال غربی جونو  به دور از خلیج بریستول بارو ,  به گزارش اداره آمار ایالات متحده مساحت آن بالغ بر 12027 کیلومتر مربع بوده که نزدیک به 11718 کیلومتر مربع از آن را آب تشکیل می دهد . بر اساس سرشماری سال 2000 اداره آمار ایالات متحده جمعیت آن تنها نزدیک به 862 نفر بوده است اما به تدریج و با هجوم گردشگران در سال 2007 جمعیتی بالغ بر 900000 نفر را در خود جای داده است که این جمعیت در فصل تابستان به دو برابر نیز افزایش پیدا می کند . بنا بر گفته شاهدان بومی بزرگترین دلیل پیشرفت این منطقه به جز استخراج معادن تجارت و توریست می باشد به گونه ای که این منطقه به توقف گاه همیشگی کشتی های کروز تبدیل شده است .
جک لندن نویسنده نامدار آمریکایی نیز به هنگام نوشتن داستان سپید دندان از این منطقه الهام گرفته است
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 14:48  توسط نیلوفر  | 

پارک ملی

هفتاد و سه درصد مردم کنیا مسیحی، نوزده درصد آنیمیست و شش درصد مسلمان هستند. زبان‌های رسمی آنان سواحلی وانگلیسی است. امور سیاسی کنیا در چهار چوب نظام سیاسی رئیس جمهوری و دمکراسی قرار دارد که رئیس جمهور، هم رهبر کشور و هم رهبر دولت است. قوه مجریه در اختیار دولت است. قوه قانون گذاری بین دولت و مجلس ملی کنیا تقسیم شده‌است. قوه قضائیه مستقل از مجریه و قانونگذاری است. پس از مستقل شدن، کنیا ثبات سیاسی خود را در برابر تغییرات سیاسی بحرانهای کشورهای همسایه حفظ کرده‌است. با روی کار آمدن دمکراسی، کنیایی‌ها از آزادی بیشتری برخوردار شدند فسیل‌های یافته شده در آفریقا نشان می‌دهد که پستانداران از ۲۰ میلیون سال پیش در آن زندگی می‌کرده‌اند. یافته‌های اخیر در کنار دریاچه تورکانای کنیا نشان می‌دهد که انسانهای نخستین حدود ۵/۲ میلیون سال پیش در آن زندگی می‌کرده‌اند. در سال ۱۹۸۴، ریچارد لیکی و کامویا کیمئو اسکلت یک پسر بچه تورکانایی را در دریاچة تورکانا کشف کردند که مربوطه به ۶/۱ میلیون سال پیش است. صدها فسیل دانیاسوریهای کریاتاکوس / تروپود و کروکودیل‌های غول پیکر در اطراف کنیا در سال ۲۰۰۴ کشف شده‌است. فسیلهای مربوط به دوران سسوزوئیک (بیش از ۲۰۰ میلیون سال پیش) توسط گروه جستجوی دانشگاه یوتا و موزة ملی کینا در جولای آگوست ۲۰۰۴ در لوکیتانگ جورج در نزدیکی دریاچة تورکانا پیدا شده‌است. پرتغالیها اولین کسانی بودند که پا به کنیا گذاشتند. آنها مدتی بر منطقة ساحلی از مالیندی تا مومباسا، حکمرانی کردند. دورة مستعمراتی شرق آفریقا بطور رسمی از سال ۱۵۰۵ آغاز می‌شود که کشتی‌های دریادار تحت فرمان دوم فرانسیسکو دی آلمیدا منطقة کیلوارا با توپخانه مورد هجوم قرار دارند و غارت کردند، این جزیره اکنون در جنوب تانزانیا قرار دارد. سپس بعلت عدم پرداخت مالیات توسط رهبر شهر مومباسا، آنجا را نیز غارت کردند. سپس حملات به هوجا (که اکنون اونگاوا نام دارد و در دهانة رودخانه تانا واقع شده‌است)، باراوا، آنگوچه، پیت و سایر شهرهای ساحلی ادامه یافت تا سرانجام تمامی شهرهای واقع بر ساحل شرقی آفریقا، به پادشاه پرتغال مالیات می‌دادند. پرتغالی‌ها از استعمار شرق آفریقا دو هدف داشتند: جمع آوری مالیات و کنترل تجارت در اقیانوس هند این اهداف تا حدودی موفقیت آمیز بود. و گاهی حاکمان محلی شرق آفریقا بر علیه پرتغالی‌ها شورش می‌کردند. به هر حال، کشتی‌های پرتغالی در مورد تجارت در منطقة غربی اقیانوس هند، اختلاف داشتند و به علت کنترل استراتژیک بنادر و خطوط کشتیرانی، تعرفة زیادی را برای حمل و نقل کالا دریافت می‌کردند. ساختدژ جیسوس در مومباسا در سال ۱۵۹۳، وسیله‌ای برای تقویت تسلط پرتغال بر منطقه بود ولی با هجوم بریتانیایی‌ها، آلمانی‌ها، و اعراب عمانی در قرن هجدم از میزان نفوذ پرتغال کاسته شد. اعراب عمانی مستقیماً با پرتغال درگیر شدند و استحکامات پرتغال را محاصره کردند و به کشتی‌های آنها حمله کردند و سرانجام در سال ۱۷۳۰، پرتغالیها را از سواحل کنیا و تانزانیا بیرون انداختند. با استعمار سواحل کنیا و تانزانیا، اعراب نیز مانند فقط می‌توانستند، منطقه ساحلی را کنترل کنند و به مناطق داخلی دسترس نداشتند. هر چند بوجود آمدن کشاورزی گل میخحک و رونق تجارت بردگان باعث تقویت قدرت عمان در منطقه شد و در سال ۱۸۳۹ زنگبار بعنوان پایتخت عمان در منطقه توسط سید سعید انتخاب شد. کنترل بنادر اصلی ساحل شرقی آفریقا توسط اعراب تا زمانی ادامه داشت که بریتانیا مصمم شد نظام تجارت بردگان را از بین ببرد و سیستم پول در مقابل کار را پیاده کند. در اواخر قرن نوزدهم، تجارت برده در اقیانوس غیر قانونی اعلام شد و اعراب عمانی نتوانستند در برابر نیروی دریایی بریتانیا مقاومت کنند. حضور عمان در زنگبار و پمبا تا انقلاب ۱۹۶۴ ادامه داشت. هر چند آثار اعراب عمانی در شرق آفریقا از نوادگان پر تعداد اعراب مشخص است که هنوز هم ثروتمندترین و با نفوذترین ساکنان منطقة ساحلی کنیا به شمار می‌روند. Kenya-Uganda railway near Mombasa, about ۱۸۹۹ اغلب تاریخ شناسان اعتقاد دارند که دوران مستعمراتی کنیا از زمان تحت الحمایه شدن سلطان زنگبار توسط آلمانها در سال ۱۸۸۵ و تأسیس کمپانی امپراطوری بریتانیا – شرق آفریقا در سال ۱۸۸۸، شروع شده‌است. سپس بریتانیا اقدام به احداث خط آهن اوگاندا – کنیا کرد که با وجود مخالفت قبایل مختلف، بویژه مردم ناندی به رهبری "اورکویوت" از سالهای ۱۸۹۵ تا ۱۹۰۵، موفق به ساخت آن شد. با شروع جنگ جهانی اول در آگوست ۱۹۲۴، دولتمردان آفریقای شرقی بریتانیا و تانزانیا، توافقنامة آتش بس را امضا کردند که مناطق مستعمراتی دور از جنگ مستقیم باشد. هر چند کلنل پل وان لتو ووربک پس از بدست گرفتن فرماندهی ارتش آلمان، تصمیم گرفت تمامی منابع بریتانیایی را محاصره کند. با شکست دادن نیروی دریایی بریتانیا، آلمانها، تجهیزات بریتانیا را تصرف کردند. او سپس به مدت یازده روز در زامبیا بود تا عهدنامه صلح در ۱۹۱۸ به امضاء رسید. برای خارج کردن وان لتو از سرزمین‌های داخلی، بریتانیا، ارتش هند را به کمک کشتی‌های متعدد به آنجا منتقل کرد. آنها به کارگران بسیار زیادی نیاز داشتند تا تجهیزات و آذوقه را با پای پیاده به مناطق داخلی حمل کنند. سرانجام گروه‌های حمل و نقل شکل گرفتند و بیش از ۴۰۰۰۰۰ آفریقایی، بهای سیاست طولانی مدت را پرداخت کردند. جنگجویان ماسای در اوایل قرن بیستم، کشاورزان اروپایی و بریتانیایی در مناطق مرکزی داخلی کنیا ساکن شدند و با کاشت قهوه و چای ثروتمند شدند. در حوالی سالهای ۱۹۳۰، حدود ۳۰۰۰۰ نفر ساکنین این منطقه به خاطر تأثیرشان بر اقتصاد، از نیروهای سیاسی رنج فراوانی می‌کشیدند. منطقه، سرزمین مادری میلیونها نفر از اهالی قبیلة کیکویو بود که طبق قوانین اروپایی زمین نداشتند و مانند کشاورزان دوره گرد زندگی می‌کردند. ساکنین منطقه برای حفظ علایق آنان، رشد قهوه را ممنوع اعلام کردند که این کار باعث افزایش مهاجرت دسته جمعی به شهرها گردید. در سال ۱۹۵۱، سیر هوراس هکتور هرن که قبلاً رئیس دادگستری سیلان بود، به کنیا آمد و در دادگاه اصلح نایروبی مستقر شد. توتا سال ۱۹۵۴ این مقام را در اختیار داشت. در شب مرگ جورج ششم در ۵ فوریه ۱۹۵۲، هرن، شاهزاده الیزابت را به مراسم شام هتل تری توپس همراه کرد که در آنجا به عنوان ملکه الیزابت انتخاب شد. سپس هرن به همراه ملکه به انگلیس بازگشت. از اکتبر ۱۹۵۲ تا دسامبر ۱۹۵۹، کنیا شاهد افزایش شورش مائومائو بر علیه قوانین بریتانیایی بود. در ژانویه ۱۹۵۳، ژنرال ارشد هینده، برای فرماندهی عملیات سرکوب شورش انتخاب شد. بعلت نداشتن سیستم اطلاعاتی، ژنرال سر جورج ارسکین بعنوان فرماندة نیروهای استعمارگر انتخاب شد که مشخصاً مورد حمایت وینستون چرچیل بود. دستگیر کردن ژنرال چینی وارویو ایتوته و بازجویی از او باعث شد تا اطلاعات بیشتری راجع به ساختار فرماندهی مائو مائو بدست بیاورند. پس از هفته‌ها برنامه ریزی، عملیات آنویل در ۲۴ آوریل ۱۹۵۴ آغاز شد. در این عملیات نایروبی به محاصره در آمد و ساکنین آن تحت نظر گرفته شدند. در ۱۹۵۳، هومه گارد بعنوان نیروی امنیتی بکار گرفته شد. گارد ویژه که اعضای آن آفریقایی‌های وفادار و نه نیروهای خارجی و بریتانیایی، بودند بعنوان هستة اصلی برنامه‌های دولت برای کنترل مائو مائو فعالیت می‌کردند. در پایان دوران وضعیت اضطراری، گارد ویژه ۴۶۸۶ نفر مائومائورا کشته بود که حدود ٪۴۲ از کل جمعیت آنان بود. دستگیری ددان کیانی در ۲۱ اکتبر ۱۹۵۶ در نیری باعث شکست کامل شورش مائومائو گردید. اولین انتخابات مجلس قانونگذاری آفریقا در ۱۹۵۷ رخ داد. بر خلاف امید بریتانیا برای تعویض قدرت به جریانهای میانه روی آفریقایی، اتحادیه ملی آفریقایی کنیا (KANU) به رهبری جومو کنیاتا، بلافاصله پس از استقلال کنیا در ۱۲ دسامبر ۱۹۶۳، دولت را تشکیل دادند. یکسال بعد کنیاتا اولین رئیس جمهور کنیا گردید. با مرگ کنیا تا در سال ۱۹۷۸، دانیل آراپ موی رئیس جمهور شد. انتخابات ۱۹۸۳ زودتر از موعد انجام شد که بخاطر کودتای نظامی در ۱ آگوست ۱۹۸۲ بود. این کودتای ناموفق توسط یکی از درجه داران نیروی هوایی، هزکیا اوچوکا طرح ریزی شده بود. این شورش سریعاً توسط نیروهای وفادار واحد خدمت عمومی (GSU) سرکوب گردید. این اتفاق منجر به منحل کردن تمامی نیروی هوایی گردید. و بسیاری از اعضای قبلی اش اخراج شدند. انتخابات ۱۹۸۸ با سیستم صف بندی انجام شد که رأی دهندگان می‌بایست به جای برگه رأی پشت سر کاندیدای موردنظرشان در یک صف می‌ایستادند. این مسأله اوج رژیم غیر دمکراسی بود و منجر به گسترش اصلاحات گردید. در انتخابات ۱۹۹۲ و ۱۹۹۷، دوباره دانیل آراپ موی پیروز شد. در انتخابات ۲۰۰۲، موی موفق نشد و موای کیباکی از حزب "ائتلاف رنگین کمان ملی" بعنوان رئیس جمهور انتخاب شد. در این انتخابات، ناظران محلی و بین المللی حضور داشتند و انتخابات کاملاً سالم و آزادانه برگزار شد. امور سیاسی کنیا در چهار چوب نظام سیاسی رئیس جمهوری و دمکراسی قرار دارد که رئیس جمهور هم رهبر کشور و هم رهبر دولت است. قوة مجریه در اختیار دولت است. قوة قانون گذاری بین دولت و مجلس ملی کنیا تقسیم شده‌است. قوة قضائیه مستقل از مجریه و قانون گذاری است. پس از مستقل شدن، کنیا ثبات سیاسی خود را در برابر تغییرات سیاسی و بحرانهای کشورهای همسایه حفظ کرده‌است. با روی کار آمدن دمکراسی، کنیایی‌ها از آزادی بیشتری برخوردار شدند. مجلس در پاییز ۱۹۹۷، قوانین بجا مانده از دوران مستعمراتی که آزادی بیان را محدود می‌کردند، اصلاح کرد. این امر منجر به افزایش آزادی همگانی و انتخابات ملی موفق در دسامبر ۱۹۹۷ گردید. در سال ۲۰۰۲ انتخابات کنیا تحت نظر ناظران بین المللی برگزار شد. این انتخابات نقطة عطفی در تاریخ کنیا بود و قدرت با صلح و آرامش از حزبی که از زمان استقلال قدرت را در دست داشت به حزب ائتلافی جدید مستقل گردید. رئیس جمهور جدید، موای کیباکی، قول داده‌است که توجه خود را به رشد اقتصادی، مبارزه با فساد، بهبود وضعیت تحصیلی و بازنویسی قانون اساسی متمرکز کند. در سال ۲۰۰۵، برنامة رفراندوم قانون اساسی کنیا که توسط پارلمان و رئیس جمهور حمایت می‌شد، شکست خورد. انتخابات بعدی در دسامبر ۲۰۰۷ برگزار خواهد شد. احتمال می‌رود که کیباکی مجدداً در انتخابات شرکت کند، هر چند این خبر هنوز تأیید یا تکذیب نشده‌است. اولین انتخابات مجلس قانونگذاری آفریقا در ۱۹۷۵ رخ داد. بر خلاف امید بریتانیا برای تعویض قدرت به جریانهای میانه روی آفریقایی، اتحادیه ملی آفریقایی کنیا (KANU) به رهبری جومو کنیاتا، بلافاصله پس از استقلال کنیا در ۱۲ دسامبر ۱۹۶۳، دولت را تشکیل دادند. یکسال بعد کنیاتا اولین رئیس جمهور کنیا گردید. با مرگ کنیاتا در سال ۱۹۷۸، دانیل آراپ موی رئیس جمهور شد. انتخابات ۱۹۸۳ زودتر از موعد انجام شد که بخاطر کودتای نظامی در اول آگوست ۱۹۸۲ بود.این کودتای ناموفق توسط یکی از درجه داران نیروی هوایی، هزکیا اوچوکا طرح ریزی شده بود. این شورش سریعاً توسط نیروهای وفادار سرکوب گردید. این اتفاق منجر به منحل کردن تمامی نیروی هوایی گردید. و بسیاری از اعضای قبلی آن اخراج شدند. انتخابات ۱۹۸۸ با سیستم صف بندی انجام شد که رأی دهندگان می‌بایست به جای برگه رأی، پشت سر کاندیدای موردنظرشان در یک صف می‌ایستادند. این روش غیردمکراتیک باعث گردید که مردم و احزاب سیاسی خواستار تغییر آن و اتخاد روش معمول انتخابات شدند. در انتخابات ۱۹۹۲ و ۱۹۹۷، دوباره دانیل آراپ موی پیروز شد. مجلس در پاییز ۱۹۹۷ قوانین محدودکننده‌ی آزادی بیان را اصلاح کرد. این امر منجر به افزایش آزادی همگانی و انتخابات ملی موفق در دسامبر ۱۹۹۷ گردید. در سال ۲۰۰۲ انتخابات کنیا تحت نظر ناظران بین المللی برگزار شد. این انتخابات نقطة عطفی در تاریخ کنیا بود و قدرت با صلح و آرامش از حزبی که از زمان استقلال قدرت را در دست داشت. حزب ائتلافی جدید منتقل گردید. رئیس جمهور جدید، موای کیباکی، قول داده‌است که توجه خود را به رشد اقتصادی، مبارزه با فساد، بهبود وضعیت تحصیلی و بازنویسی قانون اساسی متمرکز کند. در سال ۲۰۰۵ برنامه رفراندوم قانون اساسی کنیا که توسط پارلمان و رئیس جمهور حمایت می‌شد، شکست خورد. کنیا به هشت استان تقسیم شده که هر کدام توسط یک استاندارد اداره می‌شود. استان‌ها ("میکوا") به هفتاد و یک منطقه ("ویلایات") تقسیم شده‌اند که آنها نیز به نوبة خود به ۲۶۲ بخش ("تارافا") تقسیم شده‌اند. بخش‌ها به تقریباً ۱۰۸۸ ناحیه ("کاتا") تقسیم شده‌اند. دولت بر کار استانداری‌ها نظارت می‌کند. استان‌های کنیا این استانها عبارتند از: ۱ استان مرکزی ۲ استان ساحلی ۳ استان شرقی ۴ استان نایروبی ۵ استان شمال شرقی ۶ استان نیانزا ۷ استان ریفت والی ۸ استان غربی جمهوری کنیا که در شرق قاره آفریقا قرار گرفته‌است، با مساحت ۵۸۲۶۴۶ کیلومتر مربع، و پس از ماداگاسکار، چهل و هفتمین کشور وسیع دنیاست. همسایگان آن شامل کشورهای تانزانیا در جنوب، اوگاندا در غرب، سودان در شمال غربی، اتیوپی در شمال، سومالی در شمال شرقی می‌باشند و اقیانوس هند نیز در شرق آن واقع گردیده‌است. با عبور خط استوا از کمربند میانی کنیا، مناطق مرکزی، شمال و شمال شرقی بسیار خشک و گرم است. اما مناطق ساحلی که در کنار اقیانوس هند قرار دارد آب و هوایی گرم و مرطوب دارد. مساحت کنیا ۵۸۲۶۴۶ کیلومتر مربع (۲۲۴۹۶۱ مایل مربع) است که از مقدار یاد شده '۵۶۹۲۵۰ کیلو متر مربع ان خشکی و مابقی را ابهای داخلی از چمله دریاچه‌های ویکتوریا و رودلف را تشکیل داده‌است. (منبع راهنمای اقتصادی وتجاری کنیا : دکتر داریوش مهاجر) کنیا آب و هوایی معتدل دارد. در مناطق ساحلی هوا گرم و مرطوب و در مناطق شمالی و شمال شرقی بسیار خشک و گرم است. در طول سال نور خورشید زیادی به کشور می‌تابد و لباسهای تابستانی همیشه مورد استفاده‌اند. هر چند معمولاً شبها و صبح زود کمی هوا سرد می‌شود. فصل طولانی بارش باران از آوریل تا ژوئیه‌است. فصل کوتاه بارش باران از اکتبر تا دسامبر است. بارش باران گاهی در بعدازظهر و عصر سنگین می‌شود. گرم ترین دوره از فوریه تا مارچ و سردترین دوره از جولای تا آگوست است. مهاجرت سالانه بین ژوئیه و سپتامبر رخ می‌دهد که میلیونها جانور وحشی در آن حضور دارند. این حادثه یکی از محبوب ترین صحنه‌های فیلمسازان می‌باشد در اوایل سال ۲۰۰۶، هوجیناتو، رئیس جمهور چین، قرار داد اکتشاف نفت را با کنیا امضاء کرد. این قرار داد از مجموعه قراردادهای امضاء شده برای ترقی ذخایر طبیعی آفریقا می‌باشد. این قرار داد شرکت نفت و گاز ساحلی چین CNOOC را ملزم به اکتشاف در کنیا کرد. این شرکت عملیات حفاری و حفره چاه را در مرزهای سودان و سومالی و در آبهای ساحلی انجام می‌دهد. هنوز نفت تولید نشده، زیرا مخازن نفت هنوز کشف نشده‌اند. تنوع نژادی زیادی در کنیا وجود دارد. اختلافات بین گروه‌های مختلف باعث بروز مشکلات زیادی در کنیا می‌شود. نظام KANU در سالهای ۱۹۹۰ به رهبری رئیس جمهور اسبق، دانیل توروینچ آراپ موی، به خاطر استفاده از خشونت برای سرکوب کردن سیاستهای چند حزبی شماتت می‌شد. وجود گروه‌های مخالف از نژادهای مختلف باعث شد تا دانیل آراپ موی از سال ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۲ قدرت را در اختیار داشته باشد. گروه‌های نژادی: کیکویو ٪۲۲، لوهیا ٪۱۴، لو ٪۱۳، کالنجین ٪۱۲، کامبا ٪۱۱، کیسی ٪۶، آمرو ٪۶، سایر آفریقایی‌ها ٪۱۵، غیر آفریقایی (آسیایی / دسی، اروپایی و عرب) ٪۱. گروه‌های دینی: پروتستان ٪۳۵، کلیسای کاتولیک کنیا ٪۳۳، اسلام ٪۱۸، کلیسای روز هفتم ٪۱۰، مذهبیان سنتی ٪۱۰، سایر مذاهب مثل هندو: براهمابودا و بهایی. شهرهای بزرگ: نایروبی، مومباسا، کیسومو، ناکورو والدورت. کنیا، کشوری با فرهنگهای متفاوت است. فرهنگ‌های قابل توجه شامل ساحیلی در مناطق ساحلی، پاستورالیست در شمال و جوامع مختلف در مرکز و غرب می‌باشد. امروزه فرهنگ ماسای به خاطر صنعت توریسم بخوبی شناخته شده‌است هر چند که فقط یک قبیله کوچک است. بغیر از پرچم ملی، کنیا هنوز لباس ملی ندارد که معرف تمامی گونه‌های نژادی موجود در آن باشد. با داشتن بیش از ۴۲ فرهنگ مختلف، کنیا مراسم و آیین‌های تستی مخصوص به خود را دارد. هر چند، تلاشهای زیادی برای طراحی لباس ملی معرف مردم کنیا انجام شد که چیزی شبیه یه لباس از گانا است. کیتگ، یک پارچه کتانی را که از رنگهای مختلف بافته شده، و قلابدوزی‌های سنگین دارد، بعنوان لباس آفریقایی پذیرفته شده‌است. این لباس در بسیاری از کشورهای آفریقایی، بعنوان لباس رسمی در جشن‌ها و مراسم استفاده می‌شود. کانگا (لباس آفریقایی) نیز یکی دیگر از لباسهای متداول در خانه‌های کنیایی است. کانگا قطعه‌ای لباس به اندازة ۵/۱ در ۱ متر است که جمله‌های زیبا به زبان کیسامیلی (یا انگلیسی) بر روی آن چاپ شده‌است و اغلب زنان آنرا بدور کمر و بالا تنة خود می‌پیچند. از این نوع لباس بعنوان دامن، گهواره کودک، پتوی پیک نیک، لباس شنا و . . . نیز استفاده می‌شود. کنیا مهر انواع موسیقی از موسیقی پاپ وارد شده تا موسیقی تلفیقی آفرو و بنگا و آهنگ‌های محلی سنتی است. گیتار پر طرفدارترین ساز در کنیا است و اکثر آهنگ‌ها با ریتم گیتار ساخته می‌شوند. معروف ترین نوازندة گیتار در اوایل قرن بیستم، فوندی کونده بود. سایر موزیسین‌های معروف آن، فادهیلی ویلیامز (که به خاطر آهنگ "مالیکا" معروف است) و میریام ماکبا و بونی ام و دائودی کابکا، می‌باشند. موسیقی مردمی در سالهای ۱۹۸۰ و ۹۰ به دو گروه تقسیم می‌شد: آهنگ ساحیلی و آهنگ کونگولیز، گروه دم ماشرومز که بعدها یوگا نام گرفت از گروه‌های محبوب این دوره می‌باشد. در سالهای اخیرموسیقی‌های مدرن مثل رپ و هیپ – هاپ در این کشور افزایش یافته‌اند. دو گروه جدید بنام "گنگ" و "کاپوکاموزیک" بوجود آمده‌اند که موسیقی کنیایی خلق می‌کنند. گروه زیرزمینی هیپ – هاپ نیز وجود دارد که کمتر کارهایش را از رادیو پخش می‌کند. از پیشگامان موسیقی می‌توان به بریکارد پوکا اولانگ پوکسی پرشا با آهنگ معروفش ازمان اتونلگو و جملة معروف ولی من چیزی می‌گویم؟ و سایر هنرمندان مثل کالاماشاکا، اوکوفولانی و k- سوت، اشاره کرد. هنرمندان محبوب عبارتند از: دیوید ماتنگ، ردسان، نسسری نویز، نونینی، جوکالی، کلپتومانیاکس، لونگومباس، سوزانا اویو آچینگ آبورا، نوع موسیقی این افراد از پاپ، رگارراگا، تلفیقی آفریقایی تا هیپ – هاپ متغیر است. کنیا در ورزشهایی مثل فوتبال، اتومبیل رانی، راگبی، کریکت و بوکس فعال است. اما این کشور به خاطر قدرتش در ورزش دو می‌دانی و مسابقات دوی کوتاه و بلند معروف است. کنیا، قهرمانانی در مسابقات المپیک در رشته‌های ۸۰۰ متر، ۱۵۰۰ متر، ۳۰۰۰ متر با مانع، ۵۰۰۰ متر، ۱۰۰۰۰ متر و ماراتن داشته‌است. با وجود رقابت ایتوپی و مراکش، کنیا هنوز سعی در حفظ جایگاه خود در رشته دو می‌دانی دارد. رکورد دارد مسابقات ماراتن جهانی، پل ترگات، و قهرمان مسابقات ماراتن بوستون، کاترین اندریبا، از معروف ترین قهرمانان کنیا هستند. بحث‌هایی در ورزش کشور کنیا وجود دارد، چرا که برخی قهرمانان کنیایی به کشورهای دیگر مثل بحرین و قطر ملحق می‌شوند. وزارت ورزش کنیا سعی کرده جلوی پناهندگی ورزشکاران را بگیرد ولی به هر حال این امر ادامه دارد و این اواخر برناردلاگات به تیم آمریکا پیوست. تیم راگبی کنیا نیز در حال معروف شدن است. مسابقات سالانه سفری سونز، محبوبیت زیادی دارد. تیم ملی را کنیا (سونز) در مسابقات جهانی IRB در فصل ۲۰۰۶ مقام نهم را کسب کرد. کنیا یکی از قدرت هیا والیبال بانوان در آفریقا در ردة ملی و باشگاهی است. تیم والیبال زنان کنیا در بازیهای المپیک حضور داشته ولی مقام قابل ذکری کسب نکرده‌است. فوتبال کنیا به علت درگیری‌های داخلی در فدراسیون فوتبال، از طرف فیفا به حالت تعلیق در آمده‌است. در زمینة مسابقات موتور سیکلت، کنیا میزبان مسابقات معروف رالی سفری است که یکی از طولانی ترین مسابقات رالی دنیا است. برخی از رانندگان معروف دنیا مثل بایورن والدگارد، هانامیکولا، تومی ماکنین، شکهار مهتا و کولین مک رای در این تورنمنت شرکت کرده و قهرمان شده‌اند. کنیا برگزار کنندة یکی از بزرگترین اتفاقات سالیانه تئاتر، جشنواره تئاتر دانشکده‌ها و مدرسه‌ها، در جنوب صحرا است. هر چند دولت، خیلی از صنعت فیلمسازی حمایت نکرده‌است، این کشور صحنه‌های منحصر به فردی دارد و فقط آفریقای جنوبی در تولید بازیگران با استعداد در قارة آفریقا با کنیا قابل مقایسه‌است. به خاطر عدم توجه به علاقة دولت، صنعت فیلمسازی این کشور در حال رکورد است و فیلم‌های بسیار کمی تهیه و ساخته شده‌است. آخرین فیلمی که برندة جایزه شده فیلم "باغبان دائمی" به کارگردانی فرناندو میرلس و بازی رالف فینس و راشل ویسند است سایر فیلم‌های تولید شده در کنیا عبارتند از: "هیچ کجا در آفریقا" ، "داراکرافت، جستجوگر معتبره: گهوارة زندگی" و "قدم زدن با شیرها" "شینا، ملکه جنگل" اولین فیلم خارجی بود که کاملاً در کنیا فیلمبرداری شد. سایر فیلم‌هایی که در کنیا فیلم برداری شده‌اند عبارتند از: خارج از آفریقا به کارگردانی سیدنی پولاک و بازی رابرت ردفورد و مریل استریپ و فیلم "آزاده" که از روی بیوگرافی جوی آدامسون ساخته شده‌است. بازیگران معروف کنیا عبارتند از: پل اونسونگو، جان سیبی اکومو و انجری اوساک. فیلم "ظهور و سقوط آیدی امین" بر مبنای زندگی دیکتاتور آفریقایی، در کنیا فیلمبرداری شده و یکی از فیلم‌های موفق تولید شده در کنیا می‌باشد. از کارگردانان بومی کنیا می‌توان به اینگولو واکیا، آلبرت وانداگو و جودی کپینگ اشاره کرد. بازی در تلویزیون از محبوبیت بیشتری برخوردار است. از سال ۱۹۶۰ بازیگرانی مثل امزی پمبه و ماما انجری در صحنه تلویزیون کنیا حضور یافته‌اند. پس از مدتی، افرادی مانند نسون وانجائو (اوجوانگ هاتاری) و ماری نابیلی (ماما کایای) در سریالهای کمدی حضور یافتند که منحصراً به زبان کیسا خیلی پخش می‌شد و میلیونها تماشاگر داشت. تئاترهای جوی تلویزیونی از سال ۱۹۹۰ با حضور بازیگرانی مثل پاکسون انگوگی و BMJ موریتی، آغاز شد. نوع جدیدی از کمدی با هنرمندی جونی اندریتو ابداع شد که بعدها توسط گروه ردیکیولاس متشکل از سه جوان کنیایی به نام‌های والتر مونگاره، تونی انجو گونا و جان کیاره (KJ) ادامه یافت. آنها حتی رئیس جمهور دانیل آراپ موی را مسخره می‌کردند. این کار خطرناک بود و ممکن بود حکم تعقیب و پیگرد، آنها صادر شود که سرانجام در سال ۱۹۸۰، تمسخر و ادای شخصیتهای سیاسی را در آوردن بعنوان جرم و خیانت معرفی شد. کنیا کشوری است در شرق آفریقا. پایتخت آن نایروبی است و مومباسا، کیسومو و ناکورو شهرهای مهم آن محسوب می‌گردند. کشور کنیا به هشت استان تقسیم گردیده که هر کدام توسط یک استاندار اداره می‌گردد. هراستان به هفتاد و یک منطقه ، هر منطقه به ۲۶۲ بخش و هر بخش به ۱۰۸۸ ناحیه تقسیم شده‌اند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 14:34  توسط نیلوفر  | 

ابر مولکولی

ابر مولکولی
Molecular cloud

درحدود یک دهم جرم کهکشان راه شیری بصورت گازهای بین ستاره ای می باشد که نصف آن از هیدروژن اتمی وهلیوم  بقیه نیز بیشتر از هیدروژن مولکولی ودر حدود صد ماده مرکب دیگر می باشد.از آنجاییکه ترکیبات مولکولی هیدروژنی دارای تابش در طول موجهای  رادیویی یا میلیمتری نیستند تا حدود 35 سال پیش نادیده گرفته شده بودند تا اینکه در آن زمان نشانه هایی از مولکولهایی مانند مونو اکسید کربن بدست آمد.از آن زمان تاکنون آشکارشده که گازهای مولکولی بصورت توده  ابرهای بزرگ سرد ونسبتا" چگال در فضاوبیشتر در بازوهای کهکشانهای مارپیچی قرار دارند وجرم بعضی از آنها حتی به یک میلیون برابر جرم خورشید هم می رسد.به توده هایی که جرم آنها از 10000 برابر جرم خورشید بیشتر باشد ابر مولکولی غولپیکر گفته می شود.شکل گیری ستارگان جدید درون قسمتهای چگالتر این ابرها رخ می دهد.فرآیند شکل گیری ستارگان به سختی قابل کشف است چون که توده های غبار جلوی نور ساطع شده از آنها را می گیرد.

دمای این ابرها می تواند حتی به 10 درجه کلوین یا 273- برسد که بسیار سرد است وچگالی آنها نیز به یک میلیاردیم ذره در مترمکعب یا یک ذره در یک میلیارد مترمکعب می رسد وبا این چگالی کم همچنان چگالی آن در حدود یک میلیون برابر بیشتر از محیط بین ستاره ای می باشد.

اندازه این ابرها از حدود یک سال نوری تا چند صد سال نوری گسترش دارد.از آنجاییکه این ابرها بسیار سرد هستند دیدن آنها بسیار دشوار است  وبیشتر بدلیل داشتن ذرات غبار که نور مرئی را جذب می کنند در زمینه روشن مناطق پشتی قابل مشاهده می شوند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 13:20  توسط نیلوفر  | 

تنگه واشی

  جاده فرعی تنگه واشی در ۳کیلومتری شهرستان فیروزکوه واقع شده . اگر از شهر فیروزکوه به سمت تهران حرکت کنیم بعد ازحدود ۳کیلومتر به جاده ای فرعی در سمت راست میرسیم که علامت پست برق در سمت راست آن واقع سده و تابلو تنگه واشی هم به راحتی دیده میشود . در سمت چپ جاده فرعی و بر جاده اصلی نیز بیمارستان امام خمینی واقع شده . حدود ۱۰ کیلومتر که در جاده پیش برویم به دو راهی میرسیم که باید به سمت راست برویم . بعد از گذر از حدود ۷کیلومتر دیگر از جاده آسفالته به دو راهی دیگری میرسیم که باز هم باید به سمت راست برویم .سمت چپ آن تابلو امام زاده ای نصب شده . بعد از ۵کیلومتر به روستای جلیلجند میرسیم و در انتهای روستا به سمت چپ ، جاده خاکی میشود ولی بسیار جاده راحتی است که با هر اتومبیلی میتوان به راحتی از آن گذر کرد .بعد از ۴کیلومتر گذر از میان باغها به پارکینگ تنگه میرسیم . از این نقطه به بعد ماشین عبور نمیکند . ولی راهی در سمت راست رودخانه است که به صورت مارپیچ از سینه کش کوه بالا میرود ودر آنسوی تنگه پایین میآید . منطقی این است که اتومبیل را در پارکینگ پارک کرده و به آب بزنیم تا از زیبایی های تنگه لذت ببریم .
       بعد از حدود ۱۰ دقیقه پیاده روی به مکانی میرسیم که چاره ای جز وارد شدن به آب و تنگه را نداریم . دیواره های اطراف تنگه فضایی به عرض تقریبی ۵ متر را بوجود آورده که آب از درون آن جاری است . ارتفاع آب در عمیق ترین نقطه به ران پای یک فرد با قد متوسط میرسد .  کمی جلوتر به کتیبه سنگی بزرگی به ابعاد۶*۷ متر میرسیم که تصویر شکار فتحعلی شاه قاجار میباشد . دشت بعد این تنگه شکارگاه سلطان قاجار بوده و بدستور وی کتیبه ای در این نقطه تراشیده شده که اسامی افراد سوار بر اسب در کنار آنها نوشته شده . ساخت این کتیبه ۳ سال طول کشیده و قدمت ۱۸۵ ساله دارد . معمار باشی آن استاد قاسم حجار است و در گوشه کتیبه تاریخ ۱۲۳۲ ه.ق ثبت شده .سلسله قاجار ۳کتیبه معروف دارد که یکی در چشمه علی شهرری ، دیگری در تونل وانه جاده هراز و سومی همین کتیبه تنگه واشی است که به جلیل جند معروف است . البته کتیبه های دیگری نیز از آنها به یادگار مانده که تعدادی از آنها در طاق بستان کرمانشاه در کنار کتیبه های ساسانی قابل رویت است . در حاشیه کتیبه اشعاری از حماسه سرای ایرانی از شاهنامه درج شده و آیات قران نیز به کل کتیبه زینت داده . ساخت کتیبه در مکانی است که از هرگونه بارش باران محفوظ بوده و نور خورشید نیز به آن نمیتابد . در نتیجه دچار فرسایشی نشده ولی دست ویرانگر توریست ها به این کتیبه باستانی آسیب رسانده و یادگاری هایی بر روی آن نوشته شده است .
     بعد از گذر از تنگه اول که حدود ۳۰دقیقه طول میکشد وارد دشتی میشویم که از اردیبهشت ماه تا اوایل مرداد ماه سرشار از انواع گلهای رنگارنگ است . در این میان گیاه باریجه نیز میروید که به علت کمیابی آن ، چیدنش جرم محسوب شده و اداره محیط زیست و منابع طبیعی به شدت از آن مراقبت میکند . ولی باز هم به دست تعدادی از افراد محلی چیده میشود . بعد از حدود ۴۰دقیقه پیاده روی در دشت به تنگه دیگری میرسیم که در سمت چپ آن در اواسط تنگه غار کوچکی که فقط یک اطاق است درست شده . درنهایت ۲۰دقیقه بعد به آبشار ساواشی میرسیم که با داشتن ارتفاع کم بسیار زیبا بوده وحوضچه کوچکی در زیر آن تشکیل شده که مکان مناسبی برای عکسبرداری گردشگران میباشد .
     کل مسیر با وجود قرار داشتن تعداد زیادی سطل زباله متاسفانه مملو از آشغال و بطری های نوشابه و آب معدنی میباشد .
     در کنار آبشار مسیری کوتاه ، سینه کش کوه را بالا میرود و بعد ۲۰ دقیقه به حوضچه تقریبا بزرگی میرسیم که اگر بخواهیم از داخل آب عبور کنیم آب تا کمر بالا میاید . در کنار حوضچه راه باریکی است که بعد ۱۵دقیقه به حوضچه دوم میرسد . عبور از این حوضچه در بعضی قسمتها نیاز به شنا کردن دارد . این مسیر همینطور ادامه دارد و به سواد کوه  ، سرچشمه این رود و زادگاه رضا شاه ختم میشود .
     در بالای تنگه اول دیواره هایی از قلعه ای قدیمی به چشم میخورد که ظاهرا متعلق به مازیار سردار ایرانی میباشد .

تنگه واشی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 19:2  توسط نیلوفر  | 

فيزيك پلاسما (Plasma Physics)

مي دانيم كه براي ماده سه حالت جامد ، مايع و گاز در نظر گرفته ميشود. اما در مباحث علمي معمولا يك حالت چهارم نيز براي ماده فرض ميشود. حدوث طبيعي پلاسما در دماهاي بالا ، سبب تخصيص عنوان چهارمين حالت ماده به آن شده است. يك نمونه بسيار طبيعي از پلاسما آتش است بنابراين خورشيد نمونهاي از پلاسماي داغ بزرگ است.

تعريف پلاسما

پلاسما گاز شبه خنثايي از ذرات باردار و خنثي است كه رفتار جمعي از خود ارائه ميدهد. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه واژه پلاسما به گاز يونيزه شدهاي اطلاق ميشود كه همه يا بخش قابل توجهي از اتمهاي آن يك يا چند الكترون از دست داده و به يونهاي مثبت تبديل شده باشند. يا به گاز به شدت يونيزه شدهاي كه تعداد الكترونهاي آزاد آن تقريبا برابر با تعداد يونهاي مثبت آن باشد، پلاسما گفته ميشود.

حدود پلاسما

اغلب گفته ميشود كه 99% ماده موجود در طبيعت در حالت پلاسماست، يعني به شكل گاز الكتريسته داري كه اتمهايش به يونهاي مثبت و الكترون منفي تجزيه شده باشد. اين تخمين هر چند ممكن است خيلي دقيق نباشد ولي تخمين معقولي است از اين واقعيت كه درون ستارگان و جو آنها، ابرهاي گازي و اغلب هيدروژن فضاي بين ستارگان بصورت پلاسماست. در نزديكي خود ما ، وقتيكه جو زمين را ترك ميكنيم بلافاصله با پلاسمايي مواجه مي شويم كه شامل كمربندهاي تشعشعي وان آلن و بادهاي خورشيدي است.

در زندگي روزمره نيز با چند نمونه محدود از پلاسما مواجه ميشويم. جرقه رعد و برق ، تابش ملايم شفق قطبي ، گازهاي داخل يك لامپ فلورسان يا لامپ نئون و يونيزاسيون. مختصري كه در گازهاي خروجي يك موشك ديده ميشود. بنابراين مي توان گفت كه ما در يك درصدي از عالم زندگي ميكنيم كه در آن پلاسما بطور طبيعي يافت نميشود.

آيا كلمه پلاسما يك كلمه بامسما است؟

كلمه پلاسما ظاهرا بيمسما به نظر ميرسد. اين كلمه از يك لغت يوناني آمده است كه هر چيز به قالب ريخته شده يا ساخته شده را گويند. پلاسما به علت رفتار جمعي كه از خودشان نشان ميدهد، گرايشي به متاثر شدن در اثر عوامل خارجي ندارد، و اغلب طوري عمل ميكند كه گويا داراي رفتار مخصوص به خودش است.

حفاظ دباي

يكي از مشخصات اساسي رفتار پلاسما ، توانايي آن براي ايجاد حفاظ در مقابل پتانيسيلهاي الكتريكي است كه به آن اعمال ميشوند. فرض كنيد بخواهيم با وارد كردن دو گلوله بارداري كه به يك باتري وصل شدهاند يك ميدان الكتريكي در داخل پلاسما بوجود آوريم. اين گلوله ها ، ذرات يا بارهاي مخالف خود را جذب ميكنند و تقريبا بلافاصله ، ابري از يونهاي اطراف گلوله منفي و ابري اطراف گلوله مثبت را فرا ميگيرند.

اگر پلاسما سرد باشد و هيچگونه حركت حرارتي وجود نداشته باشد، تعداد بار ابر برابر بار گلوله ميگردد، در اين صورت عمل حفاظ كامل ميشود و هيچ ميدان الكتريكي در حجم پلاسما در خارج از ناحيه ابرها وجود نخواهد داشت. اين حفاظ را اصطلاحا حفاظ دباي مي گويند.

معيارهاي پلاسما

طول موج دباي (لانداي دي) بايد خيلي كوچكتر از ابعاد پلاسما ( L ) باشد.

تعداد ذرات موجود در يك كره دباي (ND ) بايد خيلي بزرگتر باشد.

حاصلضرب فركانس نوسانات نوعي پلاسما ( W ) در زمان متوسط بين برخوردهاي انجام شده با اتمهاي خنثي ( t ) بايد بزرگتر از يك باشد.

كاربردهاي فيزيك پلاسما

- تخليه هاي گازي :

قديميترين كار با پلاسما ، مربوط به لانگمير ، تانكس و همكاران آنها در سال 1920 ميشود. تحقيقات در اين مورد ، از نيازي سرچشمه ميگرفت كه براي توسعه لوله هاي خلائي كه بتوانند جريانهاي قوي را حمل كنند، و در نتيجه ميبايست از گازهاي يونيزه پر شوند احساس ميشد.

- همجوشي گرما هستهاي كنترل شده:

فيزيك پلاسماي جديد ( از حدود 1952 كه در آن ساختن راكتوري بر اساس كنترل همجوشي بمب هيدروژني پيشنهاد گرديد، آغاز ميشود.

- فيزيك فضا:

كاربرد مهم ديگر فيزيك پلاسما ، مطالعه فضاي اطراف زمين است. جريان پيوستهاي از ذرات باردار كه باد خورشيدي خوانده ميشود، به مگنتوسفر زمين برخورد ميكند. درون و جو ستارگان آن قدر داغ هستند كه ميتوانند در حالت پلاسما باشند.

- تبديل انرژي مگنتو هيدرو ديناميك ( MHD ) و پيشرانش يوني:

دو كاربرد عملي فيزيك پلاسما در تبديل انرژي مگنتو هيدرو ديناميك ، از يك فواره غليظ پلاسما كه به داخل يك ميدان مغناطيسي پيشرانده ميشود، ميباشد.

- پلاسماي حالت جامد :

الكترونهاي آزاد و حفرهها در نيمه رساناها ، پلاسمايي را تشكيل ميدهند كه همان نوع نوسانات و ناپايداريهاي يك پلاسماي گازي را عرضه مي دارد.

- ليزرهاي گازي:

عاديترين پمپاژ ( تلمبه كردن ) يك ليزر گازي ، يعني وارونه كردن جمعيت حالاتي كه منجر به تقويت نور ميشود، استفاده از تخليه گازي است.

- شايان ذكر است كه كاربردهاي ديگري مانند چاقوي پلاسما ، تلويزيون پلاسما ، تفنگ الكتروني ، لامپ پلاسما و غيره نيز وجود دارد كه در اينجا فقط كاربردهاي پلاسما در حالت كلي بيان شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 20:59  توسط نیلوفر  | 

نقاشی بانور از نمی دونم کی!

11.jpg

نقاشی با حروف

 

 

نقاشی با خاک

 

نقاشی با قهوه و خامه

 

نقاشی با پاستل

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 20:21  توسط نیلوفر  | 

نانو تکنولوژی

شيشه ماده‌ شفافی است که من و شما به خوبی آن‌را می‌شناسيم و هرجا و در هر شرايطی که زندگی کنيم، برای تامين نور طبيعی ساختمان‌‌ها از آن استفاده می‌کنيم. انواع و اقسام آن‌را ديده‌ايم و می‌دانيم که يک جسم شيشه‌ای بسته به رنگ و صخامتی که دارد، در برابر نور رفتار متفاوتی نشان می‌دهد. شيشه‌های معمولی بيش‌ترِ نور تابيده شده را عبور می‌دهند، بخشی از آن‌را هم منعکس می‌کنند (مانند زمانی که آينه گونه عمل می‌کنند و شما تصوير آدم‌ها يا محيط اطراف را بر روی آن می‌بينيد) و مقدار کمی را هم جذب می‌نمايند. اما معمولا عايق‌های حرارتی خوبی نيستند. در زمستان گرما داخل خانه را هدر می‌دهند و در تابستان خنکی مطبوع آن‌را. آلودگی را هم به سرعت به خود جذب می‌کنند، با بارش چند قطره باران و يا حتی با کوچکترين تماس دستی آلوده می‌شوند. اين مسئله شايد برای شيشه‌های پنجره يک خانه مسکونی چند طبقه اهميت چندانی نداشته باشد، اما برای ساختمان‌های بلند مسئله قابل توجهی می‌شود.

کاربری فراوان شيشه در زندگی روزمره و مشکلات آن از نگاه دقيق و موشکاف فناوری نانو دور نمانده است. اين فناوری، با پوشش‌ها و لايه‌های نازک نانومتری خود آماده است تا شيشه‌های جديدی با قابليت‌های جديد ايجاد نمايد (اگر نمی‌دانید نانو پوشش و لايه نازک چيست مقاله‌های پيش‌نياز را از کنار صفحه بخوانيد). ويژگی‌های ظاهری و توانمندی عبور دهی نور در شيشه‌هايي که با لايه‌های نازک نانومتری پوشانده می‌شوند، حفظ می‌گردد اما در کنار آن قابليت‌های جديدی پيدا می‌کنند که بر زندگی روزمره ما تاثير دارد. بررسی دقيق‌تر اين موضوع، هم می‌تواند ما را با دنيای اين شيشه‌های جديد (ويژگی‌ها، عملکرد و ...) آشنا کند و هم می‌تواند قابليت‌های فناوری نانو را در تغيير خواص سطوح مختلف نشان دهد. به بيانی ديگر بررسی اين موضوع، شايد بتواند به ما کمک کند تا درک خوبی از پتانسيل‌های فناوری نانو و تاثير آن بر محيط اطرافمان بدست بياوريم.

الف- شيشه‌های خودتميزشونده
نام اين شيشه‌ها شايد تا حدودی عملکرد آنها را نشان دهد. شيشه‌هايي که آلودگی چندانی را به خود نمی‌گيرند و با بارش باران و يا تابش آفتاب کاملا تميز می‌شوند. شيشه‌های خودتميزشونده به دو روش سطح خود را از آلودگی پاک می‌کنند. ما در اينجا برای اينکه بهتر بتوانيم اين دو دسته را از هم تشخيص دهيم، آنها را به دو دسته آب‌دوست و آب‌گريز تقسيم‌بندی می‌کنيم. اما پيش از آنکه به نحوه عملکرد هر يک بپردازيم لازم است اطلاعاتمان را در مورد آب‌دوستی و آب‌گريزی با هم مرور کنيم.
فرض کنيد که کنار يک شیر آب ايستاده‌ايد و شاهد چکيدن آرام آرام قطرات آب بر روی يک صفحه شيشه‌ای هستيد. قطره آب پس از جدا شدن از شير تا رسيدن به صفحه شيشه‌ای به‌صورت قطره باقی می‌ماند. اما با برخورد به سطح شيشه حالت قطره‌ای خود را از دست داده و بر روی سطح پهن می‌شود. در کتاب فيزيک خوانده‌ايم که آنچه باعث قطره‌ای ماندن آب در هوا می‌شود، نوعی نيروي ربايش بين مولکول‌های آب است که نيروی چسبندگی ناميده می‌شود و آنچه سبب پخش شدن آب بر روی شيشه می‌شود، نوعی نيروی ربايش بين مولکول‌های آب و شيشه است که به آن نيروی چسبندگی سطحی گفته می‌شود. در اين مثال نيروی ربايش بين مولکول‌های آب-آب کمتر از آب-شيشه است و اين باعث پخش شدن آب بر روی شيشه می‌شود. حالا اگر روی همين شيشه مقداری روغن بماليد (اين کار شما شکل ساده‌ای از لايه‌ نشانی است که البته نانومتری نيست)، قطرات آب به شکل‌ کروی‌تری بر روی شيشه قرار می‌گيرند و مانند قبل پخش نمی‌شوند. شما با ماليدن روغن بر روی شيشه نيروی ربايش بين مولکول‌های آب-شيشه را کم کرده‌ايد و ناخود آگاه باعث شده‌ايد که نسبت نيروی بين مولکول‌های آب-آب به مولکول‌های آب-شيشه بيشتر شود. این امر سبب شده که آب به صورت قطره‌ای بر روی سطح قرار گيرد. در اين حالت می‌گوییم سطح شیشه اول، آب‌دوست و سطح شيشه روغنی دوم آب‌گريز است. برای تشخيص آب‌دوستی يا آب‌گريزی يک سطح، می‌توانيم زاويه برخورد قطره آب با آن سطح را محاسبه کنيم. اگر زاويه تماس کمتر از 30 درجه باشد، سطح آب‌دوست و اگر زاويه تماس مساوی و بيش‌تر از 90 درجه باشد، سطح آب‌گريز است. البته اگر زاويه تماس بيشتر از 150 درجه باشد، می‌گوییم سطح ابر آب‌گريز (بسيار آب‌گريز) است (شکل 1). حالا به نظر شما اين حرف‌ها چه ارتباطی با خودتميزشوندگی دارد؟ جواب اين سوال بستگی به نوع شيشه دارد. اگر موافق باشيد ابتدا شيشه‌های خودتميزشونده آب‌گريز را بررسی می‌کنيم.
 


شکل (1)- زوایای تماس قطره آب با سطوح مختلف

 

الف- 1- شيشه‌های خودتميزشونده آب‌گريز
ايده طراحی اين نوع شيشه‌ها از برگ نيلوفر آبی گرفته شده است. نيلوفر آبی (يا لوتوس) نوعی گياه آبزی است که در آب گل‌آلود می‌رويد. اگر به تالاب انزلی سفر کرده باشيد، برگ‌های اين گياه را بر فراز آب گل‌آلود تالاب ديده‌ايد. برگ‌های نيلوفر آبی معمولا عاری از هرگونه آلودگی هستند و اگر هم آلودگی بر روی سطح اين برگ‌ها بنشيند، با بارش باران سريع تميز شده و از پاکيزگی می‌درخشند. ازاين‌رو گفته می‌شود که برگ‌های نيلوفر آبی خودتميزشونده هستند.
 


شکل (2)- برگ‌های نيلوفر آبی بر فراز تالاب انزلی

دانشمندان مدت‌های طولانی بررسی کردند تا توانستند راز پاکيزگی برگ‌های اين گياه را پيدا کنند. آزمايش‌های آنها نشان می‌داد که سطح برگ نيلوفر آبی، يک سطح بسيار آب‌گريز است. اين مسئله باعث می‌شود که نيروی چسبندگی سطحی بين آب و آلودگی بيشتر از نيروی چسبندگی سطحی ميان آلودگی و سطح باشد. از اين‌رو هنگامی‌که يک قطره آب بر روی سطح برگ می‌غلتد، آلودگی را همراه خود حمل کرده و از سطح دور ‌می‌کند (شکل 3). شايد اکنون اين سوال برايتان به‌وجود آمده باشد که چرا سطح برگ نيلوفر آبی تا اين حد آب‌گريز است و اين مسئله چه ارتباطی به فناوری نانو دارد؟


شکل (3)- نيلوفر آبی چگونه کار می‌کند؟

برای يافتن پاسخ اين سوال بايد نگاه دقيقی به سطح برگ نيلوفر داشته باشيم. راستش لازم است که بتوانيم تا اندازه چند نانومتر سطح برگ را به خوبی ببینیم. دانشمندان موفق شده‌اند با کمک ميکروسکوپ‌های الکترونی اين کار را انجام دهند و نتيجه مشاهدات خود را در شکل (4-الف) به ما نشان داده‌اند. آنها دريافته‌اند که سطح برگ نيلوفر پوشيده از برآمدگی‌های ميکرومتری است. اين برآمدگی‌ها سطح تماس قطره آب با برگ را کاهش می‌دهند و در نتيجه قطره نمی‌تواند به راحتی بر روی سطح پخش شود. برای اينکه اين موضوع را بهتر متوجه شويم، فرض کنيم که سطح برگ مانند يک صفحه چوبی بزرگ است و من و شما مانند قطراتی هستيم که روی برگ قرار دارند. در حالت عادی ما می‌توانيم به آسانی روی اين صفحه چوبی دراز بکشيم، اما اگر سطح صفحه را با تعداد زيادی ميخ بپوشانند، آیا باز هم می‌توانيم به همان راحتی روی آن بخوابيم يا ترجيح می‌دهیم به سرعت از روی آن عبور کنيم !؟ در کدام حالت سطح تماس بدن ما با صفحه چوبی بيشتر است ؟ وجود برآمدگی‌ها ميکرومتری سطح تماس و نيروی چسبندگی سطحی ميان قطره آب و برگ نيلوفر را کاهش می‌دهد.


شکل (4)- الف: تصوير ميکروسکوپی برگ نيلوفر آبی ب: برآمدگی‌های ميکرومتری و نانومتری سطح برگ

وجود برآمدگی‌های ميکرومتری سطح برگ را آب‌گريز می‌کند، اما در عمل، برگ نيلوفر از خود خاصيت ابرآب‌گريزی نشان می‌دهد. يعنی زاويه تماس بين قطره آب و سطح برگ بيش از 150 درجه است. علت اين مسئله برآمدگی‌های نانومتری است که بر برآمدگی‌های ميکرومتری قرار گرفته‌اند (شکل 4). با وجود اين برآمدگی‌ها، سطح تماس آب و برگ کاهش بيشتری می‌يابد. اين دو نوع برآمدگی در مجموع سطح بسيار زبر و ناصافی را برای برگ نيلوفر بوجود آورده‌اند و در نتيجه سبب آب‌گريزی شديد آن شده‌اند. به اين رفتار خودتميزشوندگی نيلوفر آبی که ناشی از ساختار ميکرومتری-نانومتری آن است، "اثر لوتوس" گفته می‌شود.
دسته‌ی اول شيشه‌های خود تميزشونده با الگوبرداری از "اثر لوتوس" ساخته شده‌اند. در اين نوع شيشه‌ها پوشش نازکی بر سطح شيشه قرار می‌گيرد که ناصافی‌های ميکرومتری و نانومتری آن، موجب کاهش نيروی چسبندگی سطحی ميان قطرات آب و سطح شيشه می‌شود. به عبارت ديگر در اين نوع شيشه‌ها قابليت خودتميزشوندگی، با افزايش خاصيت آب‌گريزی ايجاد می‌شود. با افزايش ساخت و توليد اين نوع شيشه‌ها، می‌توان منتظر حذف برف پاک‌کن از بدنه اتومبيل‌ها بود.


الف-2- شيشه‌های خودتميزشونده آب‌دوست
شيشه‌ها دسته دوم رفتار و عملکرد متفاوتی از شيشه‌های دسته اول دارند. برای فهم چگونگی کارکرد اين شيشه‌ها لازم است که با نوع خاصی از مواد شيميايي به نام "مواد فوتوکاتاليست" آشنا شويم. فوتوکاتاليست‌ها موادی هستند که در حضور نور (فوتو) از خود خاصيت کاتاليستی نشان می‌دهند. يعنی اگر اين مواد در معرض تابش نور قرار گيرند، می‌توانند سرعت انجام يک واکنش خاص را بدون دخالت در آن افزايش دهند. يکی از اين مواد دی‌اکسيد تيتانيوم است. هنگامی‌که دی‌اکسيد تيتانيوم در معرض تابش اشعه ماورای بنفش، که در نور خورشيد وجود دارد، قرار می‌گيرد تغييراتی در ساختار آن به وجود می‌آيد که آنرا به ماده‌ای بسيار فعال و بسيار آب‌دوست تبديل می‌کند. اگر اندازه ذرات دی‌اکسيد تيتانيوم تا حد چند نانومتر کوچک باشد، اين ماده آن‌قدر فعال می‌شود که می‌تواند به طور کامل با آلودگی‌ها، لکه‌های چربی و مواد آلی (که در دیواره سلولی باکتری‌ها هم وجود دارند) روی شيشه واکنش داده و آنها را به آب و دی اکسيد کربن (CO2) تبديل کند. اين واکنش، چسبندگی ذرات آلودگی را به سطح کاهش می‌دهد. از سوی ديگر بر روی يک سطح بسيار آب‌دوست، آب به طور کامل و به صورت يک لايه پخش می‌شود. اين لايه يکنواخت آبی می‌تواند ذرات و آلودگی‌هايي را که به‌طور ضعيفی به سطح متصل شده‌اند، از جا کنده و با خود پايين آورد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 10:50  توسط نیلوفر  | 

galaxy garden

(باغ کهکشانی)

باغ کهکشانی یک محل در هاوایی است.در این باغ نقش کهکشان راه شیری با گل درست شده است.

هرگل(حتی یک بوته)معنی یک قسمت خاص را در کهکشان راه شیری را نشان می دهد(برای مثال چندین گل که در تصاویر بعدی هم خواهید دید نشان دهنده سحابی های معروف(جبارو....).دری این تصویر هر فوت نشان دهنده ۱۰۰۰سال نوری است!

همچنین یک فواره در مرکز باغ(مرکز کهکشان راه شیری )قراردارد که نشان دهنده سیاهچاله مرکز است.

Galaxy Garden Tour.
A view from above of the entire Milky Way Galaxy, looking west.

Galaxy Garden Tour.
A map of the spiral arms, looking south.

Galaxy Garden Tour.
Flowers at the correct distance and direction indicate famous nebulae such as the Orion, North America, Eta Carina, Lagoon, Trifid, Crab, etc.

Galaxy Garden Tour.
Another view of the local neighborhood.

Here are some of the flowers representing nebulae mapped in the Galaxy Garden:

Hibiscus flower representing the Trifid Nebula.
Trifid Nebula.

Hibiscus flower representing the Eta Carinae Nebula.
Eta Carinae Nebula.

Hibiscus flower representing the Lagoon Nebula.
Lagoon Nebula.

Galaxy Garden Tour. 

Numbered Disks. 


Galaxy Garden Tour.
Bright emission nebula and star-forming regions are represented by hibiscus flowers. This is in the correct position to be the Lagoon nebula in the Sagittarius Arm.

Galaxy Garden Tour.
The highlighted plants represent globular star clusters which are often elevated high above the disk of the galaxy.

Galaxy Garden Tour. 
The Far Side of the Galaxy.
The Far Side of the Galaxy.

Black Hole Fountain.
A jet from the center of the galaxy indicates recent activity around the black hole at the Galaxy's very center.

Black Hole Fountain.
Water in the pond flows towards the center, falling into the event horizon that circles the black hole, represented conventionally in the form of a gravity well.

Galaxy Garden Tour.
A labeled diagram of the black hole.

Butterfly visiting the Galaxy Garden.
The galaxy receives a visitor among the glittering stars.

Jon Lomberg at the Black Hole Fountain. 

منبع:http://www.galaxygarden.net/tour.html

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 19:27  توسط نیلوفر  | 

موج گرانشی

موج يا امواج گرانشي :

گرانش يكي از چهار نيروي اساسي طبيعت فرض ميشود كه ماهيت عمل آن نظير ساير نيروهاست ، با اين تفاوت كه بسيار ضعيف تر از آنهاست .  نخستين نيرويي كه به طور جدي مورد توجه قرار گرفت گرانش است . طبق قانون جهاني گرانش كه نيوتن كاشف آن است ، هرگاه دو جسم در فاصله‌اي از يكديگر قرار گيرند ، نيرويي بر هم وارد مي‌كنند كه با حاصل ضرب جرم دو جسم متناسب و با مجذور فاصله نسبت عكس دارد . اين نيرو خاصيت ذاتي ماده است و تجربه نشان داده مستقل از خواص فيزيكي ، شيميايي و محيطي همواره اعمال مي‌گردد . برد اين نيرو بينهايت است .  بسياري از فيزيكدانان از جمله فارادي و پلانك اعتقاد داشتند كه نيروهاي گرانشي و الكترومغناطيسي تشابه بسيار زيادي به يكديگر دارند و احتمالاً رابطه مشابهي نظير آنچه كه بين نيروهاي الكتريكي و مغناطيسي وجود دارد ، بين گرانش و نيروي الكترومغناطيسي نيز وجود دارد . آلبرت انيشتين نيز تلاش بسيار كرد كه اين دو نيرو را در يك نيروي اوليه خلاصه كند ، اما موفق نشد . البته در زمان انيشتين نيروهاي مهم و مطرح همين دو نيروي گرانشي و الكترومغناطيسي بود . 

نظريه نسبيت عام كه گرانش را به منزله انحناي فضا - زمان چهار بعدي مطرح مي كند ، انواعي از پديده‌هاي غير عادي را پيش بيني مي كند . بنابر نسبيت عام هر جسمي كه جرم داشته باشد موجب مي‌گردد كه فضاي اطراف آن خميده شود . هر زمان كه اين جسم حركت كند ، اين انحنا با صورت بندي جديد ماده ، متناسب مي گردد . اين تنظيم فضا - زمان با وضعيت متغير مكاني ماده موجب مي شود كه امواج گرانشي با سرعت نور در فضا منتشر شود . در نتيجه هر جسم متحركي از خود تشعشعات گرانشي منتشر مي كند .

امواج گرانشي نسبت به ساير نيروها فوق‌العاده ضعيف است . براي مشاهده ضعيف بودن امواج گرانشي نسبت به امواج الكترومغناطيسي كافيست قانون گرانش و قانون كولن را براي دو الكترون بكار بريد . خواهيد ديد كه امواج الكترومغناطيسي تقريباً ده بتوان چهل مرتبه از امواج گرانشي قوي تر است .

وقتي امواج الكترومغناطيسي به ماده برخورد مي كنند ، فقط ذرات باردار را تكان مي دهند . ولي امواج گرانشي موجب ميشوند كه تمام ذرات ماده تحت تاثير قرار گيرند . همچنين به دليل آنكه امواج الكترومغناطيسي بسيار قوي تر از امواج گرانشي است ( تقريباً ده بتوان چهل بار ) هنگام عبور امواج به همين نسبت نيز ذراتي كه در مسير آنها هستند تحت تاثير قرار مي گيرند .

در دهه 1960 ژوزف وبر از دانشگاه مريلند ترتيبي داد تا امواج گرانشي را آشكار سازد . آنتني كه وبر براي آشكار ساختن امواج گرانشي ساخت استوانه‌اي آلومينيمي بود به قطر 60 سانتيمتر و طول 1.5 متر كه وزن آن بيش از يك تن بود . اين استوانه توسط سيمي كه در وسط آن به دور استوانه پيچيده شده بود در يك محفظه خلا به طور معلق قرار داشت . همچنين اين محفظه به وسيله سيستمي از كمك فنرها از جهان خارج جدا شده بود . وقتي يك موج گرانشي از درون استوانه عبور ميكرد فشارهايي به وجود مي آورد . وبر براي آشكار كردن نوسانات حاصل ، تعدادي كريستال پيزوالكتريك بر روي سطح استوانه نصب كرد . اين كريستالها نوسانات را به جريان‌هاي الكتريكي ضعيفي مبدل مي كنند . سپس اين جريان‌ها تقويت و ثبت مي شوند . يك چنين استوانه آلومينيمي به دليل وجود تاثيرات گرمايي همواره در حال نوسان خواهد بود . براي غلبه بر اين مشكل صافيهايي الكترونيكي در سيستم نصب شده تا تمام نوسانات را به استثناي بزرگترين آنها حذف كند . علاوه بر اين وبر دو عدد از اين آنتن‌ها را يكي در دانشگاه مريلند در نزديكي واشنگتن و ديگري را در آزمايشگاه ملي ارگون خارج از شيكاگو نصب كرد . اين دو آنتن بوسيله خطوط تلفن به نحوي به هم وصل بودند كه نوسانات بزرگ آني كه در هر دو ايستگاه رخ مي داد ، به سرعت ثبت مي كردند . در سال 1969 وبر با اعلام اين خبر كه امواج گرانشي را به طور موفقيت آميزي آشكار كرده فيزيكدانان را متحير كرد . هر روزه حداقل يك نوسان بزرگ ثبت مي شد و نشان مي داد كه يك موج گرانشي به زمين برخورد مي كند . با اين وجود بسياري از دانشمندان نسبت به درستي نتايج آزمايش وبر مشكوك هستند . هرچند كه هيچ كس نتوانسته نشان دهد كه كدام قسمت از نتايج آزمايش وبر نادرست است .

نحوه عملكرد امواج گرانشي بر ذرات باردار و بدون بار چنين بنظر ميرسد : زمانيكه يك موج گرانشي از يك جسم عبور ميكند ، ممكن است جهت نوسان ذرات عمود بر جهت انتشار موج گرانشي باشد ، ولي در اين حالت ذرات نسبت به يكديگر حركت نسبي دارند و ذرات بطور يكسان و يكپارچه و باهم ارتعاش نمي كنند .  بطور مثال اگر امواج گرانشي از يك لوله استوانه‌اي عبور كنند و ما سطح مقطع دايره‌اي آنرا ناظر باشيم ، مشاهده خواهيم كرد كه ذرات سمت چپ و راست از مركز دايره دور ميشوند و در همان لحظه ذرات بالا و پائين به مركز دايره نزديك ميشوند و لحظه‌اي بعد ، اين وضعيت بر عكس ميشود . نمونه كيهاني اين تحولات گرانشي ، لحظه انفجار ستارگان بسيار عظيم است كه جرمشان هزاران مرتبه از خورشيد ما بزرگتر است و امواج گرانشي حاصل از انفجار ، بهنگام عبور از منظومه شمسي ، موجب نوسان ماه و زمين به عقب و جلو ميشوند .

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 14:18  توسط نیلوفر  | 

ماکه ماکه

یکی از سیارات کوتوله منظومه شمسی!

بیاید وادامه مطلب رو ببینید.

ماکی‌ماکیبا نام قبلی(136472) Makemake), سومین سیاره کوتوله بزرگ سامانه خورشیدی و یکی از دو جرم بزرگ کمربند کوئی‌پر است و قطر آن سه چهارم قطر پلوتو می‌باشد.[ماکی‌ماکی ماه طبیعی ندارد و متوسط دمای سطح آن ۳۰ درجه کلوین است و سطح آن از یخ‌های متان و اتان و نیتروژن تشکیل شده‌است.

این سیاره کوتوله توسط مایکل ای براون و تیمش در ۳۱ مارس ۲۰۰۵ کشف شد . و در ۱۱ ژوئن ۲۰۰۸ توسط اتحادیه بین‌المللی ستاره‌شناسی به عنوان یک پلوتوئید پذیرفته شد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 18:32  توسط نیلوفر  | 

برج طغرل

برج طغرل * ری *

بنای آجری برج طغرل ،که مساحت آن با احتساب باغ و دیوارهای احداث شده درسال 1379 به 5000 مترمربع می‌رسد، از جمله آثار به جا مانده از دوره سلجوقیان و مربوط به نیمه دوم قرن ششم قمری است‌. ارتفاع برج بدون سقف در حدود 20 متر است‌. از نظر معماری ضخامت دیوار برج از 1/75 تا 2/75 متر و قطر داخلی و خارجی آن به ترتیب 11 و 16 متر است‌. سطح بدنه بیرونی برج به 24 ترک تقسیم شده است‌. در قسمت فوقانی برج تزیینات و کتیبه‌ای به خط کوفی وجود داشته که در قرون گذشته از بین رفته است‌. در 1301 ق‌، به فرمان ناصرالدین شاه‌، بخش فوقانی برج که فرو ریخته بود، مرمت و بازسازی شد و آخرین مرمت نیز در سال‌های اخیر صورت گرفته است.

برج طغرل در واقع یک ساعت طبیعی نیز به حساب می آید؛ زیرا معماری آن به صورتی است که در بالای هر ترک‌ چهارو نیم دایره وجودداردکه بیانگر یک ربع ساعت است‌. در بالای آن‌ها نیز شش مستطیل است که هریک 10 دقیقه را نشان می‌دهد. سپس شیارهای ریزتری، به عنوان ثانیه ،وجود دارد که هرگاه خورشید در وضعیت تازه‌ای قرار بگیرد‌، با ایجاد سایه روشن‌ها، زمان دقیق نشان داده می‌شود. 2 ناودان شرقی و غربی ساعت سه و نه رانشان می دهدو درهای ورودی برج ،در شمال و جنوب آن، نیز ساعت شش و دوازده هستند. گفته می‌شود که این مکان آرامگاه طغرل‌، از سلاطین سلجوقی، است که به دلیل علاقه به نجوم‌این برج را بنیاد گذاشته است‌.

از ویژگی‌های این محوطه آرامگاه استاد سیدمحمد محیط طباطبایی‌، ادیب معاصر، پدر تاریخ ایران است که وصیت کرده بود، تا به خاطر علاقه خاصی که به این برج و معماری آن داشته است‌، او را در پای این برج به خاک بسپارند.

 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 17:57  توسط نیلوفر  | 

برج طغرل

برج طغرل * ری *

بنای آجری برج طغرل ،که مساحت آن با احتساب باغ و دیوارهای احداث شده درسال 1379 به 5000 مترمربع می‌رسد، از جمله آثار به جا مانده از دوره سلجوقیان و مربوط به نیمه دوم قرن ششم قمری است‌. ارتفاع برج بدون سقف در حدود 20 متر است‌. از نظر معماری ضخامت دیوار برج از 1/75 تا 2/75 متر و قطر داخلی و خارجی آن به ترتیب 11 و 16 متر است‌. سطح بدنه بیرونی برج به 24 ترک تقسیم شده است‌. در قسمت فوقانی برج تزیینات و کتیبه‌ای به خط کوفی وجود داشته که در قرون گذشته از بین رفته است‌. در 1301 ق‌، به فرمان ناصرالدین شاه‌، بخش فوقانی برج که فرو ریخته بود، مرمت و بازسازی شد و آخرین مرمت نیز در سال‌های اخیر صورت گرفته است.

برج طغرل در واقع یک ساعت طبیعی نیز به حساب می آید؛ زیرا معماری آن به صورتی است که در بالای هر ترک‌ چهارو نیم دایره وجودداردکه بیانگر یک ربع ساعت است‌. در بالای آن‌ها نیز شش مستطیل است که هریک 10 دقیقه را نشان می‌دهد. سپس شیارهای ریزتری، به عنوان ثانیه ،وجود دارد که هرگاه خورشید در وضعیت تازه‌ای قرار بگیرد‌، با ایجاد سایه روشن‌ها، زمان دقیق نشان داده می‌شود. 2 ناودان شرقی و غربی ساعت سه و نه رانشان می دهدو درهای ورودی برج ،در شمال و جنوب آن، نیز ساعت شش و دوازده هستند. گفته می‌شود که این مکان آرامگاه طغرل‌، از سلاطین سلجوقی، است که به دلیل علاقه به نجوم‌این برج را بنیاد گذاشته است‌.

از ویژگی‌های این محوطه آرامگاه استاد سیدمحمد محیط طباطبایی‌، ادیب معاصر، پدر تاریخ ایران است که وصیت کرده بود، تا به خاطر علاقه خاصی که به این برج و معماری آن داشته است‌، او را در پای این برج به خاک بسپارند.

 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 17:57  توسط نیلوفر  | 

ماری سلست

کشتی باری دی گراتیا در مسیر خود از نیویورک به جبل اطارق با کشتی دو دکله عجیبی مواجه شد که مسیر آن ثابت نبود مثل آن بود که ناخدایی مست کشتی را هدایت می کرد وقتی باد می وزید کشتی به هر سو منحرف می شد.
ناخدای دی گراتیا هیچکس را بر عرشه آن کشتی ندید چند علامت فرستاد اما پاسخی نشنید.
کشتی نزدیکتر شد. قایقی به آب انداخته شد ناخدا و معاون دوم بطرف کشتی عجیب پارو کشیدند. نزدیکتر شدند. نام کشتی بر بدنه آن خوانده می شد ماری لست ناخدا و همراهان به عرشه ان پا نهادند. ساعت سه بعد از ظهر 5 دسامبر 1872 بود.
آنچه در آنجا یافتند آغاز معماریی شد که اکنون بیش از یک قرن از آغاز آن می گذرد. انها هیچکس را ندیدند کشتی را جستجو کردند اما خالی بود. ماری سلست بر آتلانتیک پهناور به تنهایی شناور بود.
کشتی در وضعیتی مطلوب بود بادبانها و عرشه و بدنه همه سالم بودند. محموله آن بشکه های الکل دست نخورده در سر جای خود قرار دات مقدرای زیادی مواد غذایی و آب در کشتی قرار داشت.
در خوابگاه ملوانان لباسها خشک و منظم بر روی هم چیده شده بود. چند تیغ صورت تراشی زنگ نزده بر میزی قرار داشت و باقیمانده غذایی بر روی آتشی که خاموش شده بود گذاشته بودند. مقداری پوره و یک تخم مرغ عسلی شکسته بر سر میز بود. کنار بشقاب دیگر یک شیشه سر باز شربت سینه بود که چوب پنبه آن را در کنارش گذاشته بودند.
طرف دیگر چرخ خیاطی کوچکی قرار داشت و لباس بچه گانه ای زیر آن بود همان دو و بر قوطی روغن انگشتانه و خرده پارچه ریخته شده بود و در روی دیوار مجموعه ای کتاب در کتابخانه ای بود خلاصه مثل آن بود که تمام سرنشینان کشتی بی مقدمه و ناگهانی تصمیم به ترک کشتی گرفته بودند از زمان واقعه مدت زیادی نمی گذشت زیرا غذا فاسد نشده و اشیا فلزی زنگ نزده بود.
اتاق معاون هم دست نخورده بود بر روی میز کاغذی قرار داشت که بر روی آن محاسباتی نیمه تمام شده بود سکه های طلا جواهرات و پول در گاو صندق کشتی سر جایش بود فقط زمان سنج ناپدید شده بود.
ناخدای دیگراتیا احتمال وقوع شورش را مطرح کرد اما چرا تمام خدمه کشتی فرار کرده بودند وقایق نجات سر جای خود قرار داشت؟
آنها می بایست یا سوار کشتی دیگری شده باشند و یا از عرشه به دریا پریده باشند.
ناخدا و معاون دی گراتیا سر نخی پیدا کردند. در یکی از کابینتها شبیه خودن دیده می شد اگر چه بعدها در اینباره ترید پیدا شد. از اینکه لکه بر عرشه جایی که بنطر می آمد با تبر شکسته شده باشد خیز به چشم می خورد. تکه ای چوب به طول 6 فوت و عرض یک اینچ از عرشه بریده شده بود. معلوم نبود که این کا ر برای چه صورت گرفته.
وقتی دفتر ثبت وقایع بررسی شد معلوم گردید آخرین بار دو روز قبل مطلبی در آن نوشته شده است: حدود 400 مایلی محلی که کشتی پیدا شده بود. اگر کشتی بعد از نوشتن این مطلب بلافاصله گم شده بود می بایست روزها بدون ناخدا و خدمه در دریا سرگردان مانده باشد. اما بنظر نمی رسید که چنین باشد. بادبانها ماری سلست بر افراشته شده بود. کشتی درست در مسیر وزش باد پیش می رفت دی گراتیا هم و همان مسیر در پشت آن در حرکت بود.اما دی گراتیا در طول این مسیر 400 مایلی توسط ناخدایی هدایت شده بود.
بنظر ناممکن می آمد ماری سلست خودبخود این مسیر را پیموده باشد. کسی کشتی را هدایت کرده بود اما چه کسی؟
تحقیقات اداره دریاداری جبل الطارق چیزی را معلوم نکرد. معلوم شد ماری سلست از نیویورک با 206 تن الکل حرکت کرده بود. هم چنین به غیر از زمان سنج زاویه یاب و اسناد مربوط به کالای موجود در کشتی نیز ناپدید شده بود.
اثری از ناخدا و همسر و دو دختر کوچکش و دو نفر خدمه کشتی نیز هیچگاه پیدا نشد.
توضیحی که بعدها مقامات انگلیسی و آمریکایی ارائه دادند چنین بود: ملوانان خود را با الکل مست کرده اند بعد ناخدا و خانواده اش را به قتل رسانده و فرار کرده اند. اگر چه توضیح قانع کننده نبود زیرا هیچ اثری از کشمکش دیده نمی شد و می یابد لاقل یکی از ملوانان بعدها پیدا شود که نشد.
دهها نظریه مطرح شد: کشتی توسط یک هشت پا یا هیولایی مورد حمله قرار گرفته بود و تمام سرنشینان آن را ربوده بدون آنکه بخود کشتی صدمه بزند یا آنکه کشتی در کنار حزیره ای اسرار آمیز پهلو گرفته خدمه بر روی جزیره رفته اند و در آنجا نابود شده و یا گردبادهای دریای تمام سرنشینان کشتی را بدریا ریخته.
فرضیه ای دیگر چهل سال بعد در مجله استراند مطرح شد. نویسنده مقاله هواردلین فولد مدعی شد که یکی از همکارانش به نام ابل فوسدایک که شخص تحصیلکرده و دنیا دیده ای بود برای او مطالبی در اینباره نوشته. نامه این شخص حاوی مطالبی بود که نه تنها سرنوشت ملوانان بلکه شکستگی روی عرشه کشتی را نیز مشخص می کرد.
فوسدایک مدعی شده بود که او مسافر کشتی و تنها بازمانده واقعه غم انگیزی است که بر روی آن به وقوع پیوسته او دوست نزدیک ناخدا بود و به دلایلی می بایست با شتاب از امریکا بگریزد.
ناخدا او را در کشتی خود بدون گذرنامه جا می دهد. در طول سفر ناخدا از نجار کشتی می خواهد که برای دختر او سکویی کوچک بر روی دماغه کشتی بسازد پایه های این سکو در همان محلی که بریدگیها دیده شده بود نصب شد. یک روز بین ناخدا و معونش گفتگویی در می گیرد که با لباس می شود به خوبی شنا کرد یا نه؟
برای اثبات این نظریه ناخدا به آب می پرد و شروع به شنا در اطراف کشتی می کند دو نفر دیگر هم به او ملحق می شوند بقیه بر روی سکوی کوچک جمع می شوند سکو زیر فشار وزن آنها می شکند و همه آنها بدریا میریزند در آنحال کوسه ها به آنها حمله ور می شوند تنها فوسدایک زنده می ماند و در حالیکه کشتی از او دور می شده به تخته پاروها می چسبد. روزهای مدید او در دریا سرگردان می ماند تا سر انجام نیمه جان به ساحل شمال شرقی افریقا می رسد. یادداشتهای فوسد یک قصه ظریفی را بیان می کرد اما روشن نمی ساخت چگونه کشتی 400 مایل بدون آنکه کسی آن را هدایت کند پیش رفته. علاوه بر آن این داستان در بعضی نقاط نقایصی دارد که از مردی تحصیلکرده چون فوسدایک ارتکاب آنها بعید بوده. او می گوید کشتی 600 تن وزن- وزن کشتی در اصل 3/1 این مقدار بوده داشته است.
همچنین او گفته که ملاحان کشتی انگلیسی بودند در حالیکه بیشتر آنها هلندی بودند و علاوه بر آن شنا به دور کشتی که چند گره دریای سرعت داشته ناممکن بوده است. بعد از صد سال هنوز پاسخ روشنی برای معمای کشتی متروکی که در دریاه ها سرگردان بوده پیدا نشده است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 8:46  توسط نیلوفر  | 

شهر سوخته

تازه ترين گزارش از اسرار شهر سوخته

اسرار شهر سوخته زابل كه بهشت باستان شناسان دنيا نام گرفته همچنان براي بشر پنهان مانده است.
شهري كه روزگاري مركز تجاري، صنعتي مردم در پنج هزار سال قبل بود امروز به عنوان محوطه سوخته نام برده شده و هر سال بخشي از اسرارش براي همگان آشكارمي‌شود.
شهرسوخته زابل شهري پنج هزارساله در دل كويراست كه با آشكار شدن اسرار نهفته‌اش در هر فصل كاوش توسط باستان شناسان ، مردم دنيا و به خصوص محققان را حيرت زده مي‌كند.
با گذر در محور زابل به زاهدان در ‪ ۵۵كيلومتري زابل و در حاشيه جاده ، تپه‌هايي مرتفع مشاهده مي‌شود كه در كوير خشك و سوزان سيستان خودنمايي مي كند.

كاخ شهر سوخته نخستين بخش از تمدن كهن اين محوطه منحصر به فرد است كه در زواياي مختلف هر رهگذري را بي‌گمان به سوي خود مي‌كشاند.
باستان شناسان و محققان داخلي و خارجي با دستان پرتوان و انديشه خود تاكنون توانسته‌اند اسرار و رازهاي نهفته‌اي را از نحوه سكونت مردمان پنج هزار سال قبل در محوطه‌اي كه معلوم نيست آن زمان چه نام داشت كشف كنند.
شهرباستاني سوخته متعلق به ‪ ۳۲۰۰قبل ازميلاد ابتدا توسط باستان شناسان و محققاني ازايران و ايتاليا در سال ‪ ۱۳۴۶شمسي به سرپرستي "موريسيو توزي" مورد كاوش و تحقيق قرار گرفته است.
شهرسوخته در همجواري يكي از دلتاهاي رود هيرمند قرار دارد و از مهمترين مراكز دوران مفرغ در شرق ايران بشمار مي‌رفت.
اين شهر با ‪ ۱۵۰هكتار وسعت پس از ‪ ۹۰۰سال رونق و شور و نشاط به يك‌باره و به صورت ناگهاني از بين رفته است.
براساس آثار موجود و مكشوفه باستاني، سرزمين سيستان و بخصوص شهر سوخته از گذشته‌هاي دور داراي تمدن و فرهنگ بسيار شكوفا بوده‌است.
اين منطقه به لحاظ موقعيت خاص اقليمي، سياسي و فرهنگي مركز ارتباطات تمدن‌هاي بزرگ ماوراالنهرين، بين النهرين و هند و چين به شمار مي‌رفته است.

اندك شهرهاي باستاني شامل شوش ، تپه مليان در ايران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهر شهرسوخته زابل برابري دارند.
بر اساس كاوش‌هاي انجام شده تاكنون شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل گورستان، منطقه مسكوني، بناهاي يادماني ، صنعتي و بخش مركزي تشكيل شده است.
شهرسوخته و تمدن هوشمند و خلاق آن به عنوان بزرگترين استقرار شهرنشيني درنيمه شرقي فلات ايران نمونه‌اي منحصر به فرد و حكايت گر واقعي علم، صنعت و فرهنگ گذشته‌هاي دور سيستان است.
پس از پيروزي شكوهمند انقلاب، كاوش‌هاي جدي اين محوطه بي‌نظير توسط هيات ايراني به سرپرستي دكتر "سيدمنصور سيد سجادي " آغاز شد تا اسرار پنهان شده در كوير سيستان به جهانيان معرفي شود.
شهرسوخته تاكنون با فعاليت باستان شناسان و محققان با انجام ‪ ۹فصل كاوش به جهانيان معرفي شده است.
البته كارشناسان معتقدند كه تاكنون با انجام اين ‪ ۹فصل تنها چهار درصد از شهر سوخته مورد حفاري و تحقيق قرار گرفته است.
آثار بدست آمده از فصول مختلف كاوش در شهر سوخته وجود علوم و صنايع مختلف را در اين مكان براي مردم دنيا به اثبات رسانده است.
علم رياضيات با كشف خط كشي از چوب آبنوس با دقت نيم ميليمتر، صنعت جواهرسازي، هوش بالا با كشف انواع بازي‌هاي فكري، پزشكي با انجام نخستين عمل جراحي مغز و سزارين و دامداري نمونه‌اي از افتخارات ساكنان سرزمين سيستان و به ويژه شهر سوخته در پنج هزار سال قبل است.
مهمتر از همه كشف جامي كه بر روي آن نخستين انيميشن دنيا حكاكي شده اهميت شهر سوخته زابل را چنان زياد كرده كه روز به روز بر تعداد علاقه- مندان به تاريخ و تمدن سيستان افزوده است.
اين جام نقش بزي را نشان مي‌دهد كه با پنج حركت براي خوردن برگ به بالاي درخت مي‌پرد.
خودكفا بودن اقتصاد در شهر سوخته يكي از نكته‌هاي مهم است كه كمتر مي توان در محوطه‌هايي با قدمت مشابه جست و جو كرد.
شواهد مكتوب نشان مي‌دهد كه پيش از آغاز كاوش‌هاي شهر سوخته بسياري از باستان شناسان بر اين باور بودند كه مراكز فرهنگي وتمدني در ميان رودان و جنوب غربي ايران واقع شده است.
در واقع دوره‌هاي دوم و سوم كه مربوط به اواسط دوران مفرغ است دوره‌هاي شكوفايي شهر سوخته بشمار مي‌روند.
وجود اشيا و سنگ‌هايي كه مواد اوليه آن متعلق به منطقه شهر سوخته نيست نشان مي‌دهد كه شهر سوخته در دوره زندگي فعال خود با تعدادي از شهرها و مراكز باستاني همزمان روابط اقتصادي محكمي داشته است.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهرسوخته زابل در آخرين فصل كاوش در مورد آخرين يافته‌هاي كاوش دراين شهرباستاني به خبرنگارايرنا گفت : تحقيقات بر روي آثار مكشوفه از مناطق مسكوني و گورستان شهر سوخته نشان مي دهد مردم اين شهر در چهار دوره استقراري بين سال‌هاي ‪ ۱۸۰۰تا ‪ ۳۲۰۰قبل از ميلاد سكونت داشته اند.
دكتر سيدمنصورسيد سجادي يكي از دلايل نامگذاري شهرسوخته به اين نام را سوختن شهر طي دو مرحله در ‪ ۲۷۰۰و ‪ ۲۴۰۰قبل از ميلاد ذكر كرد.
وي ادامه داد: تا پيش از آغاز كاوش در شهرسوخته، بسياري از باستان شناسان و محققان بر اين باور بودند كه مراكز فرهنگي و تمدني تنها در ميان رودان، بين النهرين و جنوب غربي ايران قرار دارد.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهرسوخته زابل افزود : عمده فعاليت باستان شناسان و محققان در فصل نهم، كاوش در گورستان، بناهاي يادماني و منطقه مسكوني متمركز بوده است.
سجادي بابيان اينكه كاوش كامل در شهر سوخته چهار نسل به طول مي‌انجامد، گفت: باستان شناسان در طول فصول كاوش تاكنون تنها توانسته‌اند درصد كمي از اين شهر باستاني را مورد كاوش و تحقيق قرار دهند.
وي افزود: براي انجام هر فصل كاوش در شهر سوخته حداقل دو سال مطالعه نياز است.
وي حضور ‪ ۱۶نفر فارغ التحصيل بومي دانشگاه زابل و زاهدان همراه باستان شناسان براي انجام كاوش را يكي از موارد مهم در فصل نهم كاوش ذكر كرد و گفت : نيروهاي بومي اين استان از استعداد خوبي برخوردار هستند.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته زابل همچنين حضور متخصصاني از كشورهاي خارجي براي انجام كاوش و تحقيق بر آثار كشف شده را بسيار مهم دانست و افزود: هيچ زمان يك تيم به تنهايي نمي‌تواند به نتايج درست و اهداف كلي برسد.
سجادي ادامه داد: هر ساله در فصول كاوش در شهر سوخته از محققاني در رشته هاي گياه باستان شناسي، زمين شناسي، انسان شناسي، جغرافياي طبيعي و پزشكي كمك گرفته مي‌شود. سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته در عين حال اين محوطه و به ويژه گورستان آن را به دليل وجود اشيا و ابزار مختلف بسيار غني تر از ديگر محوطه‌هاي باستاني توصيف كرد.
سجادي اظهارداشت: درگورستان شهرسوخته انواع مختلف گياهان، مواد غذايي سفال ، ابزار بازي ،انواع پارچه رنگي و وسايل آرايشي كشف شده كه اين خصوصيات شهرسوخته را نسبت به ديگر محوطه‌هاي باستاني متمايز مي‌كند.
وي بيان كرد: با تحقيقات بر روي پارچه‌هاي رنگي كشف شده در شهرسوخته به اين نتيجه رسيديم كه بزرگترين مجموعه پارچه و مواد اورگانيكي دنيا در اين شهر وجود دارد.
او پارچه‌هاي كشف شده درشهرسوخته زابل را بيش از ‪ ۱۲نوع عنوان كرد و گفت: تحقيقات بيشتر برروي اين پارچه‌ها همچنان ادامه خواهد داشت.
وي شهر سوخته را از لحاظ تقسيم بندي در بين ديگر محوطه‌هاي باستاني دنيا بي نظير دانست و افزود : تقسيم بندي محله‌هاي مختلف شامل منطقه سكونت ، بناهاي يادماني و محل كارگاهاي صنعتي مساله‌اي است كه درهيچ شهر باستاني وجود ندارد.
وي ادامه داد: تحقيقها نشان مي‌دهد كه نزديك به ‪ ۴۰هزار قبر با بيش از چهارميليارد ماده فرهنگي در گورستان ‪ ۲۵هكتاري اين شهر وجود دارد.
او گفت: دو نمونه ازگورهاي كشف شده درگورستان شهرسوخته سردابه‌اي و بقيه ساده بوده است.
وي اضافه كرد: تاكنون ‪ ۹نمونه گور و نحوه تدفين مردگان در شهرسوخته زابل كشف شده‌است.
پايگاه بين‌المللي شهر سوخته زابل از سال گذشته فعاليت حرفه‌اي خود را به نحو چشمگيري در منطقه سيستان در ‪ ۵۶كيلومتري زابل آغاز كرده است.
اين پايگاه با بهره‌گيري از كارشناسان مجرب در بخشهايي از جمله باستان شناسي، رايانه، انسان شناسي و ثبت توانسته نقش بسزايي در معرفي و شناخت هر چه بهتر شهر سوخته به دنيا ايفا كند.
مدير پايگاه بين‌المللي شهر سوخته زابل در گفت و گو با ايرنا گفت: طرح جامع شهر سوخته در حال اجراست.
عليرضا خسروي افزود: در اجراي اين طرح برنامه‌ها و اقدامهاي مختلفي از جمله طبقه بندي سفال ، تهيه بانك اسناد و مدارك و شناسايي تپه‌هاي اقماري اجرا مي‌شود.

وي ادامه داد: براي نخستين بار با مشخص شدن جايگاه اعتباري ويژه براي پايگاه بين‌المللي شهر سوخته اين پايگاه و محوطه آن توسعه مي‌يابد.
او اظهارداشت: با پيگيري مدير كل ميراث فرهنگي و گردشگري سيستان و بلوچستان و به خصوص حمايت استاندار اعتبار ويژه‌اي به پايگاه شهرسوخته اختصاص يافته است.
مدير پايگاه بين‌المللي شهرسوخته گفت: بخشي از اعتبار براي ساماندهي محوطه و اجراي طرح جامع مطالعاتي اين شهر تخصيص يافته است.
خسروي افزود: پايگاه بين‌المللي شهرسوخته بزودي به يك مركز بزرگ پژوهشي تبديل خواهد شد.
وي همچنين از تهيه نقشه ديجيتالي شهر سوخته خبر داد و اظهارداشت: پس از شناسايي تپه‌هاي اقماري شهر سوخته نسبت به تهيه اين نقشه اقدام مي‌شود.
مدير پايگاه بين‌المللي شهر سوخته زابل گفت: تاكنون ‪ ۲۰۵تپه اقماري در اين محوطه كشف شده است.
خسروي با بيان اينكه ‪ ۱۰۳تپه از مجموع تپه‌هاي كشف شده مربوط به امسال است، اظهارداشت: شهرسوخته زابل از حيث كشف تپه‌هاي اقماري در بين شهرهاي باستاني كشور ركورد دار است.
خسروي ابراز اميدواري كرد كه در مجموع بيش از يك هزار تپه اقماري در اين شهر باستاني شناسايي شود.
وي بيان كرد: تلاش مي‌شود تا پايان امسال ‪ ۴۰۰تپه اقماري در اين منطقه تاريخي مورد شناسايي قرار گيرد.
كارشناسان معتقدند كه ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشيا، ابزار كار، موادغذايي و آرايشي در گور مردگانشان به زندگي پس از مرگ اعتقاد داشته اند.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته گفت: كشف مهرهاي استوانه‌اي و مسطح نشان از بالابودن اقتصاد ساكنان شهر سوخته دارد.
سجادي افزود: البته بيشتر مهرها در گورهاي زنان شهرسوخته يافت شده كه نشان مي‌دهد اقتصاد اين شهر در آن زمان در اختيار اين قشر بوده است.
سجادي ادامه داد: در دنياي باستان از مهرها به عنوان ابزار كنترل اقتصاد جوامع ياد مي‌شود.
او گفت: دربرخي موارد، مهرهاي شاخصي كشف شده كه سوراخي به اندازه رد شدن يك تارموي انسان از آن وجود دارد.
وي بابيان اينكه تاكنون طي ‪ ۹فصل كاوش كتيبه و ياآرشيو اين شهركشف نشده است، افزود: درصورت پيدا شدن اين كتيبه مي‌توان اطلاعات دقيقي از اين محوطه منحصر به فرد بدست آورد.
سرپرست تيم باستان شناسي شهر سوخته اضافه كرد: تحقيقات نشان مي‌دهد كه ساكنان شهرسوخته به ديگر نقاط پيام ارسال مي‌كردند.
وي جمعيت شهر سوخته در پنج هزار سال قبل را بر اساس تحقيقهاي صورت گرفته بيش از ‪ ۱۲تا ‪ ۱۵هزار نفر ذكر كرد. او ادامه داد: در فصل نهم كاوش ، غير از حفاري‌هاي مركزي گورستان تعداد شش گمانه ‪ ۱۰۰متري در شهر سوخته حفر و مورد كاوش قرار گرفته است.
وي گفت: پارسال دربخش مركزي گورستان ‪ ۱۰۹قبر مورد حفاري قرار گرفت كه در نهايت ‪ ۱۴۲اسكلت پيدا شده است.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته اعلام كرد: سال گذشته در فصل نهم كاوش تعداد قبور حفاري شده نسبت به ديگر فصل‌ها بيشتر بود.
سجادي ادامه داد: البته اسكلت‌هاي پيدا شده داخل قبور در فصل نهم شكسته و پوسيده بود.
وي افزود: براي باستان شناسان پوسيدگي و شكسته بودن اسكلت‌ها و اشيا نمي تواند از لحاظ علمي و فني مانعي در تحقيق باشد.
وي بااشاره به كشف دو سبد حصيري در گورستان شهر سوخته زابل اظهارداشت : اين دوسبد نيز در گورستان شهرسوخته در كنار گور دختر جواني كشف شده است.
وي بااشاره به مشخصه‌هاي ظاهري اين دو سبد گفت: اين سبدها از جنس حصيري با استفاده از ني‌هاي درياچه هامون بافته شده‌اند و به طور كامل سالم است.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهرسوخته زابل بابيان اينكه اين دو سبد يا زنبيل تنها نمونه‌هاي واقعي در هزاره سوم قبل از ميلاد است، افزود: در داخل اين سبدها توده پارچه‌اي بسيار ظريف سوخته و نيز يك كيسه چرمي پيدا شده است.
سجادي دليل سالم ماندن سبدهاي حصيري در گورستان شهرسوخته را خاك مناسب و شرايط آب و هوايي اين محوطه ذكر كرد.
وي ادامه گفت: تاكنون كتب متعددي به زبان‌هاي روسي ، فارسي، انگليسي، آلماني و فرانسوي از يافته‌ها و خصوصيات منحصر به فرد شهر سوخته چاپ و منتشر شده است.
شهر سوخته از لحاظ تحقيقات انسان شناسي نيز براي كارشناسان و محققان آزمايشگاهي منحصر به فرد به شمار مي‌رود.
اين محوطه تاريخي بهترين پايگاه باستان شناسي دنيا براي انجام تحقيقات بر روي منابع انساني است.
در گورستان شهر سوخته انواع اسكلت‌ها از يك تا ‪ ۱۰۰درصد پوسيدگي يافت شده است.
به دليل وجود خاك مناسب ، اسكلت‌هاي سالم متعددي نيز در گورستان شهر سوخته پيدا شده است.
باستان شناسان توانسته‌اند در فصول مختلف كاوش ‪ ۵۰۰اسكلت انسان در سنين و اندازه‌هاي مختلف از گورستان كشف كنند.تحقيقات كارشناسان و انسان شناسان نشان مي‌دهد كه وجود بيماري ستون فقرات و چسبندگي مهره‌ها عارضه‌اي مشترك بين زنان و مردان اين شهر پنج هزار ساله بوده است.
قديمي‌ترين اسكلت يافت شده از گورستان شهر سوخته متعلق به مردي با قد يك متر و ‪ ۹۰سانتي متر است.
ايجاد نخستين كارگاه دايمي مرمت آثار فرهنگي يكي ديگر از اقداماتي بود كه در پايگاه بين‌المللي شهر سوخته ايجاد شده است.
ايجاد اين كارگاه كه دانشجويان رشته مرمت دانشگاه زابل نيز همكاري دارند گام مهمي براي شناسايي هر چه بيشتر قابليت‌هاي سيستان است.
آثار كشف شده و شواهد موجود نشان مي‌دهد كه زنان شهر سوخته در پنج هزار سال قبل در كنار مردان سرگرم امور معاش زندگي بوده‌اند.
درشرايط حاضر كه نزديك به دو هزار سال از پايان استقرار انسان در شهر سوخته زابل گذشته انواع سفالينه‌ها و ظروف سنگي شكسته در سطح محوطه وسيع اين شهر پيدا مي‌شود.
اين ظروف و سفالينه‌هاي شكسته به همراه انواع پارچه، حصير و چوب نشان مي دهد كه اين سرزمين روزگاري يكي از نقاط غني جهان در پنج هزارسال قبل بوده است.
طراحي تمبر نخستين انيميشن كشف شده جهان در شهر سوخته يكي از آخرين برنامه‌هاي شاخص كارشناسان پايگاه بين‌المللي اين محوطه است كه با موفقيت انجام شد.
بر روي اين تمبر نقشه شهر سوخته به همراه جام منقش به تصوير طراحي شده است.
فصل دهم كاوشهاي باستانشناسي بزودي با حضور كارشناسان اين رشته در شهر سوخته آغاز مي‌شود تا بار ديگر اسراري نهفته از دل خروارها خاك بيرون كشيده شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 22:35  توسط نیلوفر  | 

خواص عدس

عدس

عدس و لوبيا  هردو از خانواده حبوبات هستند . حبوبات، دانه هايي هستند كه درون يك پوسته محافظ رشد مي كنند. عدس شبيه به يك ذره بين يا عدسي است. پوسته بيروني دانه، خال خال و رنگارنگ است و طيف رنگ آن، قهوه اي مايل به قرمز، قهوه هاي مايل به  خاكستري و


سبز مي باشد. لايه دروني آن( لپه)، قرمز يا زرد مي باشد.

طرز تهيه و پخت عدس: تهيه و پخت آن ساده وآسان است و به راحتي از پوسته بيروني خود جدا مي شود. براي پخت، بايدعدس را بعد از جدا كردن از پوسته خارجي بشوئيد و به مدت 20-15 دقيقه بجوشانيد . عدس احتياج به خيس كردن ندارد؛ همچنين موقع پخت، نمك اضافه نكنيد زيرا باعث سفت شدن آن مي شود.

نگهداري عدس نيز راحت است ؛  مي توان در يك محل خشك و خنك براي مدت زيادي آن را نگه داشت. ولي بعد از يك مدت طولاني، رنگش به مقدار جزئي از بين مي رود ولي مزه آن تغيير چنداني نمي كند.

نكات تغذيه اي

عدس داراي مواد مغذي، فيبر، كربوهيدرات هاي پيچيده و اسيد فوليك است. همچنين كم چربي، كم كالري، بدون كلسترول و به همان نسبت ارزان قيمت مي باشد. ما به ترتيب زير مواد مغذي موجود درعدس را برايتان بيان مي كنيم :

1-  اسيد فوليك : يكي از مهمترين مواد مغذي موجود درعدس است. اداره بهداشت و سلامتي آمريكا توصيه مي كند تمام خانم هايي كه نزديك به زايمانشان است، بايد روزانه 400 ميلي گرم اسيد فوليك دريافت كنند ولي بيشتر افراد اين كار را انجام نمي دهند.

يك ليوان عدس پخته ، 90 درصد مقدار مورد نياز اسيد فوليك را در روز را تأمين مي كند و بيشتر از هر غذاي غني نشده ديگري، اسيد فوليك را براي بدن فراهم مي كند.

2-  آهن: منبع خوبي از آهن است. خصوصاً براي خانم ها كه نياز آهن بدنشان بيشتر است. مصرف عدس به همراه منابع غذايي ويتامين C ، باعث جذب بهتر و مؤثرتر آهن در بدن مي شود. منابع ويتامين C شامل : گوجه فرنگي ، فلفل سبز، كلم بروكلي ، مركبات يا آبميوه ها است .

3- پروتئين: از لحاظ پروتئيني غني است ، فقط اسيد آمينه متيونين درآن كم است . مصرف غلات، تخم مرغ، آجيل و دانه هاي خوراكي ديگر، گوشت و لبنيات به همراه آن، يك پروتئين كامل وغني را تشكيل مي دهد.

4- فيبرهاي محلول: عدس داراي فيبرهاي محلول است كه اين فيبرها مانند يك جاروي زبر، دستگاه گوارش را تميز مي كنند. اين نوع فيبر گلوكز( قند) و كلسترول سرم را كاهش مي دهد. همچنين نياز به انسولين را در افراد ديابتي كم مي كند. مواد غذايي حاوي فيبر ؛  محلول شامل سبزيجات، جوي دوسر، جو و سبوس جو، ميوه ها و انواع لوبيا مي باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 22:26  توسط نیلوفر  | 

غار رود افشان(عکس)


RoodAfshan_(9).jpg

RoodAfshan_(8).jpg
 
RoodAfshan_(10).jpg
RoodAfshan_(6).jpg

 
RoodAfshan_(5).jpg
 
RoodAfshan_(7).jpg
RoodAfshan_(3).jpg

 
RoodAfshan_(2)~0.jpg

 RoodAfshan_(4).jpg
 
RoodAfshan~0.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 19:9  توسط نیلوفر  | 

غار رود افشان

درباره رودافشان...

 

غار رود افشان در استان تهران و در 103كیلومتری شهر تهران و 62كیلومتری شهر فیروزكوه و در مجاورت روستایی به همین نام واقع است.
غار در دامنه شمالی دره رود افشان قرار دارد. رودخانه دلیچای یا دیوانه رود در ژرفای دره جریان دارد و آب دریاچه های تار و هویر را كه حاصل ذوب یخچال های قره داغ است، به رودخانه حبله رود می برد. دلیچای از شاخه های اصلی حبله رود است.
دهانه غار در ارتفاع 1800متری سطح دریا و در داخل قیف بزرگی به قطر 100متر قرار گرفته است و تنها از لبه قابل مشاهده است. اختلاف ارتفاع دهانه غار و بستر رود در نقطه مقابل غار حدود 200متر است. دهانه غار بسیار وسیع و قوسی شكل است.
نخستین تالار عظیم غار به قطر 80*100متر و بلندی 25متر بعد از دهانه قرار دارد و تاقدیس بزرگی است كه به علت استحكام لایه ها اثری از شكستگی و یا سنگ قابل سقوط در آن دیده نمی شود.
تالار نخست غار فاقد هر نوع غارسنگ است. وجود تعدادی ایوان ساخته شده یا سنگچین و مقداری خرده سفال نشانه سكونت انسان ها در غار در روزگار گذشته است. پس از تالار نخست، تالار دوم غار واقع است كه بین آن دو، دیوار سنگ چینی به طول 8متر و ضخامت 1متر وجود دارد. اكنون قسمتی از دیوار ریخته شده و دروازه ای به پهنای
5/1متر ورودی به تالار دوم است. در مجاورت دیوار و طرف تالار نخست غار، محوطه وسیعی به وسعت 400متر مربع ساخته اند كه احتمالاً محل نگهداری چارپایان بوده و در طرف شرق آن یك شكاف سنگی دیده می شود. این شكاف در ادامه به پرتگاه تبدیل شده و پس از چند متر به انتها می رسد.
در محل دیوار طاقدیس نسبتاً كوچكی به بلندی 8متر قرار گرفته و بعد از آن تالار دوم شروع می شود. تالار دوم تاقدیس به ابعاد 60*50متر و بلندی 20متر است.
تالار سوم به ابعاد 40*50متر و بلندی 15متر بعد از یك برجستگی سه متری قرار دارد. سرتاسر تالار سوم از چكیده های مخروطی دانه انگوری با قطرهای 40تا 80سانتی متر و حداكثر بلندی 1متر پوشیده شده است. سقف و دیوار این تالار پوشیده از چكنده های گل كلمی و نخودی است. در سمت راست تالار دهلیزی است كه پس از 10متر به اتاقی با ابعاد 8*6متر و بلندی 6متر وارد می شود. كف اتاق مسطح است و ورودی آن از چكیده های خوشه انگوری و دیواره ها و سقف آن از ستون و آبشارسنگ و چكنده های گل كلمی پوشیده شده است. دروازه دیگری از این اتاق به انتهای تالار سوم باز می شود. تالار سوم در انتها به دالانی طویل با پهنای متغیر 5/1تا 2متر و بلندی حداقل 6متر تبدیل می شود. با طی حدود 50متر در مسیر دالان به چكیده غول پیكری می رسیم.
20متر پس از این چكیده پرفعالیت ترین قسمت غار از نظر سنگ سازی واقع شده است. قسمت اخیر دالانی پوشیده از آبشار سنگ و چكیده با بلندترین چكیده غار به ارتفاع 12متر و سقفی پوشیده از چكنده های تیزه ای و گل كلمی است.
ژرف ترین قسمت غار در امتداد دالان و بعد از یك دروازه زیبا در عمقی پایین تر از 150متر از دهانه واقع است.
در ادامه مسیر اصلی غار یك پلكان آهنی محوطه را به دهلیزی می رساند كه دخمه بزرگی به ابعاد 4*6متر و ارتفاع 3متر در انتهای آن واقع است. یك حوض آب در دخمه و ستونی وسط آن وجود دارد. كوهنوردان دخمه را دخمه آناهیتا (الهه آبیاری و باروری) نام گذاشته اند. 10متر پس از دخمه، دالان به تاقدیس ساده ای به عرض 15تا 20متر تبدیل شده و رو به بالا با زاویه ای حدود 45درجه امتداد می یابد. در دو طرف مسیر پرتگاه های فراوانی وجود دارد. این مسیر پس از 15متر به دهلیزی به طول 10متر می رسد. این دهلیز انتهای غار است. ارتفاع انتهای غار 1750متری سطح دریا و 50متر پایین تر از ارتفاع دهانه غار است. طول غار در مسیر اصلی حدود 550متر است.
¤ برگرفته از كتاب

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 19:3  توسط نیلوفر  | 

نقاشی سه بعدی روی دیوار

عکس های زیر نقاشی اند،نه واقعیت!

نقاشی های سه بعدی

نقاشی های سه بعدی

نقاشی های سه بعدی

نقاشی های سه بعدی

نقاشی های سه بعدی

نقاشی های سه بعدی

نقاشی های سه بعدی

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 16:23  توسط نیلوفر  |